يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمانِ وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
. 256 خاتم فرمود كسانى كه استهزاء بر مردم كنند روز قيامت در بهشت باز كنند و به ايشان مىگويند بياييد ، چون نزديك شوند در ببندند ، چون برگردند باز بخوانند و در ديگر بگشايند و هكذا تا چنان شوند كه هر چه خوانند بر نگردند ، دانند كه استخفاف بر وى مىكنند . 257 نعوذ باللّه . و ايضا فرمود :
وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ
. 258
و همچنين لعنت كردن . در اخبار است كه چون لعنت محل نيابد به صاحبش برگردد . 259 و غزالى گويد گروهى گفتهاند در خبر است از رسول ( ص ) كه لعنت مؤمن با كشتن او برابر بود . 260 و لعنت لازم ندارد كه به كذب باشد ، به انشاء هم توان گفت . نعوذ باللّه .
نهم [ غيبت ]
غيبت است كه در پنهانى مؤمن گويد چيزى كه راست باشد و او را بد آيد و اين مرض بسيار شايع است و احدى الّا ما شاء اللّه از اين مرض عارى و خالى نباشد با آنكه گناه او بسيار عظيم است . خدا در حجرات مىفرمايد :
وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ
. 261 ببين بعد از نهى چه مبالغه در مذمت او فرموده .
به استفهام تقريرى اداء فرمود تا دلالت بر بداهت بدى او كند چنانچه پيش گفتيم و اسناد فعل به لفظ احد داد تا دلالت بر تعميم كند و متعلق محبت را چيزى قرار داد كه در غايت تنفّر طباع است و غيبت را خوردن گوشت انسان قرار داد و مأكول را برادر مرده قرار داد و جمله فكرهتموه را در آخر به جهت تقرير و تحقيق ذكر فرمود و باز تأكيدا فرمود و اتّقوا اللّه .
خاتم فرمود : ايّاكم و الغيبة فانّ الغيبة اشدّ من الزّنا . ثمّ قال ( ص ) : انّ الرّجل يزنى و يتوب فيتوب اللّه عليه و انّ صاحب الغيبة لا يغفر اللّه الّا ان يغفر صاحبه : 262 بپرهيزيد از غيبت ، به درستى كه غيبت بدتر است از زنا زيرا كه مرد زنا مىكند و توبه مىنمايد خدا قبول مىكند و صاحب غيبت را خدا نمىآمرزد مگر آنكه آن شخص كه غيبت او را نموده از او درگذرد . و از زيادتى تأكيد آيهء شريفه هم توان گفت كه دلالت دارد بر اين كه از زنا بدتر است زيرا كه در زنا همين قدر فرمود :
الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي
263 تا آخر آيه و اين قدر تأكيد نفرموده و اخبار غيبت بسيار است ، مؤمن را همين قدر زياد است . و ساير احكام غيبت ،