تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
است . نمىبينى كه اگر كسى به خوان احسان ظاهرى يا باطنى ، كه تربيت و علم و نجات دادن از موارد هلاك است ، تربيت يافته باشد و مع ذلك او را دوست ندارد ، چه جاى آنكه او را دشمن دارد و يا به زبان در مقام مدح تعريفش نكند ، چه جاى آنكه مذمّت كند و يا يارى او نكند ، مثلا ببيند مال يا عيال او در معرض تلف است نجات ندهد ، چه جاى آنكه اهانت كند ، بالبديهه او را مذمّت كنند ، گويند نمك او ديده تو را كور كند يا احسان او دامن‌گير و پاگير تو شود . پس ثابت شد كه شكر از واجبات عقلى و از مستقلات عقل است . سرّش اين است كه لازمهء انسانيّت ، در مقام تلافى و جزاء و عوض برآمدن است ، و عوضى كه از تو برآيد و ممكن باشد اينها است كه ذكر شد . و اشاره به اين بديهى عقلى است قول خدا
هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ
287 زيرا كه لفظ هل و همزه استفهام در مقام بديهى و اقرار مخاطب استعمال شود مثل
أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ
288 و مثل
أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى
289 و مثل و
مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ
290 و مثل
هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
291 و مثل
هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُماتُ وَ النُّورُ
292 و هكذا . و آيات بسيار است . درست بفهم كه چه گفتم . بلكه اين جبلّى حيوانات نيز هست و ديده و مىدانى كه چگونه انس به محسن مىگيرند و او را يارى مىكنند و او را دوست مىدارند . و محتاج به بيان نيست با آنكه اگر صاحب حاجتى و فقرى پيش كسى برود و تذلّل و فروتنى نكند ، چه جاى آنكه سركشى كند ، به او ندهد ، همه گويند خوب كرد نداد . پس اگر اميد و طمع احسان ، لازم دارد تذلّل و مدح را ، ببين كه خود احسان چه چيز را خواهد لازم داشت . پس چگونه كفران نعمت زايل نكند نعمت را ؟ بدان كه از معصوم رسيده و بسيار هم رسيده كه احسن الى من أساءك 293 و شيوهء خودشان نيز اين بود . و در دعا است و قد امرت المحسن ان يتجاوز عن المسيء 294 پس بايد به اين قاعده به كفران ، خدا نعمت را كم نكند . جواب اين است كه كفران و فراموشى و اشر و بطر ، شخص را هلاك مىكند . احسان همان است كه خدا گوشمال به او بدهد ، و معنى تجاوز اين نيست كه خدا زياد كند و هلاك كند . آن تجاوز كه تو گمان كردى ان شاء اللّه در قيامت همهء ما شيعيان به او فائز خواهيم شد و آن روز خدا حقيقت تجاوز خود را بروز خواهد داد . فافهم . و به جهت همين به خاتم ( ص ) فرمود
خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ
295 يعنى از مردم صدقات
كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 106 | الملا نظر علي الطالقاني