گفت : نه بلكه من خود اينجا را اختيار كردم !
و روايت كرده شده است اينكه معاويه كتابتى نوشت به عثمان كه شكوهء ابو ذر مىكرده و او در شام بود . پس نوشت عثمان به ابو ذر كه : به مدينه بيا .
و چون به مدينه آمد گفت كه : چه چيز تو را بيرون كرد از مدينه به سوى شام ؟
گفت : اينكه شنيده بودم از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه مىفرمود كه : هرگاه عمارت مدينه به فلان جا برسد پس بيرون برو از مدينه . بنابراين بيرون رفتم .
گفت : پس كدام بلاد دوستتر است نزد تو بعد از شام ؟
گفت : ربذه .
گفت : برو به آنجا .
و هرگاه اخبار متكافى و متعارض باشند در اينكه به اختيار خود به ربذه رفته است يا عثمان اخراج كرده است به ربذه در اين باب ، اخبار حجت نيستند و اگر ثابت شود كه اخراج كرده است ممتنع نيست كه اخراج كرده شده باشد به ربذه به واسطهء مصلحتى كه رجوع كند به دين . پس ظلم نخواهد بود به ابو ذر بلكه بسا باشد كه مهربانى باشد به او ! و به اعتبار خوفى باشد كه بعض اهل مدينه به او مكروهى برسانند .
و به تحقيق كه روايت كرده شده است كه او سخنان غليظ و خشن به عثمان مىگفت و مىگفت كه : اصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بر آن طريقه كه عهد به آن كرده بود نماندهاند ! و اين قول را افشا مىكرد ، پس عثمان اخراج كردن او را اصلح دانست هم از براى مردم و هم از براى او و از براى دين .
و به تحقيق كه روايت كرده شده است از زيد بن وهب كه گفت كه : گفتم ابو ذر را كه در ربذه بوده كه : تو را چه كس به اين منزل نازل كرده است ؟
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 50
مساهمون: محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)
ص٥٠