تمكين حاكم واجب نيست ، و آنچه واجب است تعيين حاكم است و ترغيب رعيت به اطاعت او ، پس اگر اطاعت كنند انتفاع از براى ايشان است و اگر اطاعت نكنند بر من است احسان نسبت به جماعتى كه قصد اطاعت دارند به حيثيتى كه مقابل منافعى كه به استقلال امير مىبردند تواند شد ، و اما جبر كردن سركشان بر اطاعت حاكم مرا تعجيل به آن لازم نيست ، خواهى ديد كه من در رفع سركشى كه سعى در بناى ظلم و عدوان كرده است چه خواهم كرد ؛ كلام او در غايت حسن است نزد ارباب عقل و تميز « 1 » .
[ امامت از اصول است ]
و در اين مقام مناسب است كه بيان كنم كه : امامت از اصول است يا از فروع ؟ و اهل اسلام اختلاف كردهاند « 2 » و نزد اماميهء اثناعشريه از اصول است .
و مشهور در ميان اهل سنت و زيديه از فروع .
و صاحب « احقاق الحق » گفته است : قاضى بيضاوى در مبحث اخبار از كتاب « منهاج » تصريح كرده است به آنكه از اصول است و جمعى از شارحان كلام او گفتهاند كه : مسألهء امامت از اعظم مسائل اصول دين است كه مخالفت آن موجب كفر و بدعت است .
و اشتروشى از علماى حنفيه در كتابى كه مشهور است به « فصول اشتروشى » « 3 » قايل به كفر كسى كه به امامت أبو بكر قايل نباشد شده است ! ! « 4 »
هامش
( 1 ) . سفينة النجاة : 51 - 53 .
( 2 ) . بدين مبحث در كتاب الاربعين شيخ ماحوزى : 223 - 224 نيز اشاره شده است .
( 3 ) . در سفينة النجاة : اسروشنى .
( 4 ) . سفينة النجاة : 53 .