تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
است . پس آيه و اخبارى كه استدلال بر حجيّت اجماع به آنها شده است در حجيّت مثل اين اتفاق جارى نيست ، چه ظاهر است كه آنچه اظهار كرده‌اند سبيل مؤمنان باشد و از خطا بودن آنچه اظهار كرده‌اند اجتماع امت بر خطا لازم نمىآيد . و مؤيد اين است ترسيدن از مفتى يا از فتنه كه در ضمن احتياج « 1 » سابق نقل شد .

[ مقدمهء دوم در بعض آنچه در سقيفه بنى ساعده واقع شده « 2 » ]

بر اين طريقه كه سيد مرتضى رحمه اللّه در « شافى » « 3 » نقل كرده است و احتمال اضلال و مساهله در نقل نيست از جهت ديانت او كه معروف و معلوم است ، و يا ابن معاصر قاضى عبد الجبار صاحب « مغنى » بوده است و كلام او را رد كرده ، پس اگر اندك مساهله در نقل مىكرد صاحب « مغنى » بلكه ساير معاصران از مخالفان آن را غنيمت شمرده او را رسوا مىكردند بلكه در نزد شيعيان هم به عدم اعتبار نقل و ضعف مشهور مىشد چه نزد اين طايفهء محقه
هامش
( 1 ) . كذا ، ظاهرا : احتجاج . ( 2 ) . سفينة النجاة : 63 . ( 3 ) . شافى : 396 ، به نقل از هامش بحار الانوار 28 / 330 ، نيز بنگريد به : تاريخ طبرى 3 / 218 و 2 / 455 ( چاپ اعلمى ، بيروت ) .