را و آن را از مسائل اجتهاديه ندانى ، و در آن مسأله تقليد علما و پيروى خواهشها نكنى و غايت اهتمام در اين امر بكنى و فرض كنى كه تو را در محشر پيش انبيا و مرسلين و ملائكهء مقربين چنين حاضر كردند و از تو از اين اصل سؤال كردند و جوابى كه در چنين مجمع توان گفت مهيّا كنى تا به آن از ناجيان باشى و به تهاون و تبعيت آنچه شايستهء تبعيّت نيست از محرومان و زيانكاران نباشى ، زيانى كه تدارك نتوانى كرد و حسرت و ندامت سودى ندهد .
پس مخلّى كن نفس خود را از جميع عادات و فرض كن كه انس به مذهبى از مذاهب نداشته و معتقد عالمى از علما نبوده و بعد از آن بر ادلّهء مذاهب نظر كن تا به مجاهده و سعى خود به حق برسى و حالت تو مثل حالت « 1 » جمعى نباشد كه اللّه تعالى كلام ناخوش ايشان را نقل كرده به قول خود كه :
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ
« 2 » يعنى به درستى كه ما يافتيم پدران خود را به طريقه و ما بر آثار ايشان اقتدا و پيروىكنندهايم .
و بعد از آنكه نفس خود را از جميع اغراض باطله مخلى ساختى نظر كن به ادلّه و مطمئن باش به ظهور حق بر تو
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا
« 3 » يعنى آنان كه جهاد كردند در راه ما البته مىنمائيم .
[ ادلهء نقليه در اثبات امامت ]
چون دانستى كه نصب امام واجب است بر اللّه تعالى به آن معنى كه مذكور شد و بودن علم به امام از اصول عقايد شروع در اثبات اين مدّعا به دليل نقل
هامش
( 1 ) . در نسخهء خطى : حالتى .
( 2 ) . زخرف ( 43 ) : 23 .
( 3 ) . عنكبوت ( 29 ) : 69 .