تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 967

مساهمون:

ص٩٦٧
( هر يك را در آغوش محبت گرفته بوسيدم بعد تمام اهل مجلس با آنها معانقه نمودند ) ( چون ديدم برادران اهل تسنن خيلى گرفته شدند براى دلجوئى آنها گفتم شب عيد ) ( است مطابق دستورات اسلامى مسلمين بايستى با يكديگر مصافحه و معانقه نمايند ) ( كه موجب ثواب فراوان است - فلذا خوبست همگى با هم مصافحه و معانقه نمائيم ) ( اول دست به گردن جناب حافظ و شيخ عبد السّلام و بعد با سايرين معانقه نموده و پيشانى ) ( همگى را بوسيده آنگاه شربت و شيرينى مفصلى بمجلس آوردند و با صحبت‌هاى شيرين ) ( مجلس را مسرتى تازه داديم و كدورتهاى ظاهرى را كه در وجنات آنها بود بر طرف ) ( نموديم ) . حافظ - صاحب ما از ديدار شما در اين شبها بهرهء كافى برديم كه تا آخر عمر لذائذ آن فراموش شدنى نيست . مخصوصا بر شخص بنده منت بزرگى داريد جد بزرگوارتان بشما عوض بدهد زيرا كشف حقايق بسيارى نموديد چنانچه شبهاى قبل هم عرض شد كه حقير را بيدار نموديد قطعا من آن آدم شب اول نيستم يعنى هر انسان عاقل منصفى كه دلائل خالى از شائبه شما را بشنود قطعا بيدار و هشيار مىشود - مانند اين بندهء حقير كه اميدوارم بطريقهء ولايت عترت و اهل بيت رسالت از اين عالم بروم و در مقابل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سفيد روى باشم . خيلى مايل بودم كه مدت بيشترى با شما مأنوس باشم ولى چون وقت ما تنگ گرديده و كارهاى شخصى بسيار داريم ما به خيال دو روزه آمديم تصادفا خيلى طولانى شده امشب را با اجازهء آقايان ليلة الوداع قرار ميدهيم كه فردا شب با ريل ( راه آهن ) حركت نمائيم و از شما دعوت ميكنيم كه به محل ما تشريف فرما شويد تا از محضرتان بهره‌هاى خصوصى برداريم . داعى - آقايان تصديق فرمائيد از شب اول كه بزيارتتان نائل آمدم الى الحال با و داد و صميميت بدون عناد و تعصب سرگرم مهر و محبت بودم و بآقايان انس و علاقهء مخصوصى پيدا نمودم هيچ‌گاه از طرف داعى مانعى براى حركت آقايان نبوده ولى