معانى نموده و مقام علمى آن حضرت را ستوده صريحا در ص 6 گفته .
و ما اقول فى رجل تعزى اليه كلّ فضيلة و تنتهى اليه كلّ فرقة و تتجاذبه كلّ طائفة فهو و رئيس الفضائل و ينبوعها و ابو عذرها و سابق مضمارها و مجلى حلبتها كل من بزغ فيها بعده فمنه اخذ و له اقتفى و على مثاله احتذى « 1 » .
علم فقهاء اربعه ابو حنيفه - امام مالك - امام شافعى - امام حنبل را از آن حضرت ميداند و گويد فقهاء صحابه فقه را از على آموختند .
چون امشب مجلس ما خيلى به طول انجاميده بيش از اين مقتضى نيست كه بنقل تمام گفتار و بيانات آن عالم بزرگ خودتان شما را مشغول سازم .
لازم است مراجعه نمائيد به ديباچه شرح نهج البلاغهء آن مرد بزرگ منصف تا مبهوت شويد از شهادت و تصديق و اذعان و اعتراف عالم مورخ منصف از جماعت خودتان كه گويد امر على عليه السّلام عجيب است كه در تمام عمر كلمه لا ادرى بر زبان او جارى نشده پيوسته همهء علوم در نزد او حاضر بوده تا آخر جملات كه گويد و هذا يكاد يلحق بالمعجزات لانّ القوّة البشريّة لا تفى بهذا الحصر و لا تنهض بهذا الاستنباط « 2 » .
اگر بخواهم اخبار غيبيهاى كه از آن حضرت صادر گرديده و بعد از سالها بلكه قرنها وقوع يافته و اكابر علماء خودتان خبرها را نقل نموده و تصديق به آن معانى نمودهاند اشاره نمايم صبح طالع ميگردد در حالتى كه بعشرى از اعشار نقل حقايق نرسيدهايم بيش از اين مزاحم نميشوم .
هامش
( 1 ) چه بگويم و چگونه معرفى نمايم شخصى را كه ابواب فضائل تماما به او منسوب و فضل هر گروهى از فضلاء به او منتهى ميگردد و هر طايفه فضل خود را از او گرفته و جذب نمودهاند او است رئيس فضل و فضلاء زيرا هر فضيلتى از او سرچشمه گرفته حجج و براهين فضل از آن جناب ترشح نموده است او است برنده مسابقه در ميدان سباق او است كاشف نتايج فضل و هر بابى از فضل كه بعد از آن جناب هويدا گرديده باز ارتباط به او دارد بايستى به او اكتفاء بفضيلت نمود و به مثل او اقتدا كرد .
( 2 ) چنين امرى البته ملحق بمعجزات است زيرا از قوهء بشرى خارج است كه بتواند چنين قواعدى را احصاء يا به اين مرتبه از استنباط نائل گردد .