فصل : در صفات ذاتى
بدان كه خداى تعالى قادر الذات است و عالم الذات و حى الذات و موجود الذات و سميع الذات و بصير الذات ، هميشه بدين صفات باشد كه اگر قادر به قدرت بودى ، آن قدرت از دو بيرون نبودى : يا قديم بودى يا محدث .
اگر محدث بودى لازم آمدى كه خداى تعالى هرگز قادر نبودى ، زيرا كه آن قدرت محدث ناچار خداى تعالى پديد كردى و تا قدرت نبودى محال بودى كه خداى تعالى قادر بودى .
و اگر آن قدرت قديم بودى واجب كردى تا مثل خداى تعالى بودى ، زيرا كه خاصترين صفتى خداى را قديمى است ، پس هر آن چيز كه مثل خداى تعالى بودى در قديمى واجب بودى كه مثل خداى تعالى بودى در همه صفات ، و از اينجا لازم آمدى تا آن قدرت قادر و عالم و حى بودى . و چنان كه نشايد كه خداى تعالى قادر به قدرت باشد ، نشايد كه عالم به علم و حى به حيات باشد .
و ديگران ، نه چيز با خداى تعالى اثبات مىكنند و جمله را قديم مىگويند :
1 . قادر به قدرت
2 . عالم به علم
3 . حى به حيات
4 . سميع به سمع
5 . بصير به بصر
6 . مريد به اراده
7 . مدرك به ادراك
8 . باقى به بقا
9 . متكلم به كلام
جواب گوييم ايشان را ، كه اين جمله ذات خدايند يا جز از ذات خدايند . اگر جمله ذات خدايند ، لازم آيد كه خداى تعالى به صفت اين چيزها باشد . و چنان كه اين چيزها