نبودن فحش و دشنام مسلمان بىحجت و زدن و تعذيب كردن ايشان بىسببى ، بلكه غيبت و بهتان به ايشان بر احتمالى .
و بهتر بودن سلام و وجوب جواب آن بنا بر احتمالى قوى و خوب بودن نيكى با پدر و مادر ، و خوب نبودن عقوق « 1 » ايشان ، بلكه بهتر بودن مطلق صلهء رحم بنا بر احتمال .
و آنكه وارث احق است به مال ميت ، و آنكه از غير ، بلكه به جا آوردن وصيت بنا بر احتمال و تصدقات و خيرات به ميت نفع مىرساند بنا بر اظهر .
و آنكه ، روزه مجملا بهتر است .
و آنكه ، نكاح باعث حلال شدن جماع مىشود و طلاق فى الجمله سبب جدايى ميان شوهر و زن مىشود .
و آنكه ، زن بدن را از نامحرم پوشاند ، و نظر كردن به عورت بيگانه خوب نيست ، و و طى حيوانات خوب نيست .
و آنكه ، به سبب بيع و اجاره و صلح ، مال يكى به ديگرى منتقل مىشود بنا بر اظهر .
و آنكه ، ذبح حيوانات فى الجمله باعث حليت مىشود .
و حرام بودن از جانب خدا ، دزدى و راهزنى مسلمانان .
و حق بودن قرآن مجيد و نازل بودن آن از جانب خدا ، بلكه معجزه بودن آن بنا بر اظهر و تعظيم آن ، و خانهء كعبه و مسجد الحرام و مسجد مدينه .
و آنكه ، آن حضرت خاتم پيغمبران است ، و بعد از او تا قيامت پيغمبرى نخواهد بود .
و محبت اهل بيت رسالت و تعظيم ايشان - و لهذا نواصب « 2 » و خوارج كافرند - ، و حوض كوثر و صراط و شفاعت .
هامش
( 1 ) . نافرمانى از پدر و مادر . ( دهخدا )
( 2 ) . جمع ناصب و ناصبى است . نام گروهى از مسلمانان كه با امير المؤمنين على ( ع ) دشمنى ورزيدند . ( دهخدا )