بگو : آنكه « 1 » جسم و جوهر و عرض نيست و مركب و متحد و محتاج نيست و در مكان و در جهت نيست و ديدنى « 2 » و حلول بر وى روا نيست .
اگر تو را پرسند كه ايمان چيست ؟
بگو : ايمان تصديق بود ؛ يعنى باور داشتن « 3 » به دل مر پيغمبر را به جميع چيزها ، كه اين پيغمبر بدان آمده باشد و آورده « 4 » و به خلقان رسانيده از نزد خداى - عزّ و جلّ .
اگر تو را پرسند كه اسلام چيست ؟
بگو : « 5 » اسلام نيز به همين معنى بود و فرق « 6 » نبود ميان ايمان و اسلام .
اگر تو را پرسند كه « 7 » ايمان دارى ؟
بگو : دارم . « 8 »
اگر تو را پرسند به چه چيز ايمان دارى ؟ « 9 »
بگو : به پنج چيز :
اول ، ايمان دارم به خدا . « 10 »
دوم ، ايمان دارم به فرشتگان وى .
سوم ، « 11 » ايمان دارم به كتابهاى وى .
چهارم ، ايمان دارم به رسولان « 12 » وى .
پنجم ، ايمان دارم به روز قيامت .
و مؤمن بدين پنج چيز بود .
هامش
( 1 ) . نسخه دوم : آنكه وى .
( 2 ) . اصل : ديدهنى . نسخه دوم : ديدنى نيست .
( 3 ) . نسخه دوم : باور داشتن بود به دل .
( 4 ) . نسخه دوم : و بخلقان رسانيده .
( 5 ) . نسخه دوم : كه اسلام نيز .
( 6 ) . نسخه دوم : و فرقى نبود .
( 7 ) . نسخه دوم : كه به چه ايمان . . . .
( 8 ) . در نسخه دوم اين سطر نيست .
( 9 ) . در نسخه دوم اين سطر نيست .
( 10 ) . نسخه دوم : به خداى - عزّ و جلّ - .
( 11 ) . اصل : سيم .
( 12 ) . نسخه دوم : و پيغمبران وى .