تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى جرجانى ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
بگو : آنكه « 1 » جسم و جوهر و عرض نيست و مركب و متحد و محتاج نيست و در مكان و در جهت نيست و ديدنى « 2 » و حلول بر وى روا نيست . اگر تو را پرسند كه ايمان چيست ؟ بگو : ايمان تصديق بود ؛ يعنى باور داشتن « 3 » به دل مر پيغمبر را به جميع چيزها ، كه اين پيغمبر بدان آمده باشد و آورده « 4 » و به خلقان رسانيده از نزد خداى - عزّ و جلّ . اگر تو را پرسند كه اسلام چيست ؟ بگو : « 5 » اسلام نيز به همين معنى بود و فرق « 6 » نبود ميان ايمان و اسلام . اگر تو را پرسند كه « 7 » ايمان دارى ؟ بگو : دارم . « 8 » اگر تو را پرسند به چه چيز ايمان دارى ؟ « 9 » بگو : به پنج چيز : اول ، ايمان دارم به خدا . « 10 » دوم ، ايمان دارم به فرشتگان وى . سوم ، « 11 » ايمان دارم به كتابهاى وى . چهارم ، ايمان دارم به رسولان « 12 » وى . پنجم ، ايمان دارم به روز قيامت . و مؤمن بدين پنج چيز بود .
هامش
( 1 ) . نسخه دوم : آنكه وى . ( 2 ) . اصل : ديده‌نى . نسخه دوم : ديدنى نيست . ( 3 ) . نسخه دوم : باور داشتن بود به دل . ( 4 ) . نسخه دوم : و بخلقان رسانيده . ( 5 ) . نسخه دوم : كه اسلام نيز . ( 6 ) . نسخه دوم : و فرقى نبود . ( 7 ) . نسخه دوم : كه به چه ايمان . . . . ( 8 ) . در نسخه دوم اين سطر نيست . ( 9 ) . در نسخه دوم اين سطر نيست . ( 10 ) . نسخه دوم : به خداى - عزّ و جلّ - . ( 11 ) . اصل : سيم . ( 12 ) . نسخه دوم : و پيغمبران وى .