برخاستهاند . « 1 »
حمد الله مستوفى در قرن هشتم هجرى ، يعنى در زمان خود ، جرجان را از اقليم چهارم مىداند كه شامل هفت قسمت است :
1 . جرجان كه دار الملك است و بايد ضياء الدين متعلق به اين ناحيه باشد .
2 . موروستاق
3 . استرآباد كه علماى بسيار از آن برخاستهاند .
4 . آمل و رستمدار
5 . دهستان
6 . روغه
7 . سياه رستاق
حمد الله مردم جرجان را شيعه و صاحب مروت ناميده كه در عهد آل بويه به علت جنگهاى داخلى تعدادشان اندك شد و در زمان چنگيز خان مغول نيز قتل عام شدند . آيا ضياء الدين نيز در اين قتل عام از دنيا رفت و نشانى از خويش بر جاى نگذارد ؟ « 2 »
امّا ، هر چند مردم جرجان در مقابل چنگيز خان بسيار مقاومت كردند و به همين جهت ، قتل عام به نحوى بود كه هيچ كس در شهر زنده نماند و مورّخان از ضبط تعداد مقتولان خوددارى كردند ، زيرا آن را باور نداشتند ، ولى جرجان در سال 618 ه . ق سقوط كرده است و ضياء الدين در رسالات خود به منتصر مصرى متوفى 620 ه . ق اشاره مىكند . « 3 » پس معلوم مىشود كه زمان قتل عام مغول ، قبل از زمان ضياء الدين بوده است . آيا در فتوحات بعدى كه جرجان به وسيلهء جانشينان چنگيز مكرّر گشوده شد ، ضياء الدين مقتول گرديد ؟ و يا به اجل الهى از دنيا رفت ؟ و اللّه اعلم بالصّواب .
هامش
( 1 ) . معجم البلدان : 2 / 49 .
( 2 ) . نزهة القلوب : 3 / 159 .
( 3 ) . تاريخ ايران از آغاز تا انقراض قاجاريه ، ص 428 .