جناب بوده است .
او حكيمى متشرع و در فقه و اصول و فلسفه و كلام و عرفان صاحب نظر بوده است . هر چند كه او نيز مانند استادش ملا صدرا از طعنهء مخالفين حكمت در امان نبوده است . گوياترين شاهد اين مدعا ، اشارتى است كه خود آن بزرگوار در ديوانش به مناسبتى پيرامون تحصيلات خود مىنمايد با اين ابيات :
بسى دانش آموختم ز اوستاد * بسى نكتهها را گرفتم به ياد
بسى بودهام با كتاب و دعا * بسى زهدور بودم و پارسا
بسى در بغل جزوهدان داشتم * اگر رنديى بدنهان داشتم
گهى در فروع و گهى در اصول * شدم پنجهفرساى هر بلفضول
چه شبها كه در حجره خوابم نبود * كه جا داشت نانم كه آبم نبود
ز فقه و حديث و اصول و كلام * ز تفسير و آداب و حكمت تمام
پى جمله يك عمر بشتافتم * ز هر يك نصيب گران يافتم
گهى نيز در شعر پرداختم * ز سحر بيان معجزى ساختم
تأليفات آن دانشمند گرانمايه مشحون است از تحقيقات و تدقيقات فلسفى و كلامى ، و اغلب تأليفاتش در اين دو موضوع و به فارسى و عربى مىباشد كه اهم آنها عبارتند از :
1 و 2 . شرح تجريد الاعتقاد خواجه نصير طوسى ، عبد الرزاق لاهيجى دو شرح بر اين كتاب نگاشته يكى مفصل به نام شوارق الالهام فى شرح تجريد الكلام كه متأسفانه به انجام نرسيده ، و همين قسم در دو جلد به قطع رحلى به چاپ رسيده است . دومى كه مختصرتر از اوّلى است و به نام مشارق الالهام مىباشد ، آن نيز به اتمام نرسيده و تا به حال هم به زيور طبع آراسته نگرديده است .
3 . گوهر مراد ، به فارسى كه در آن يك دوره مسائل كلامى را بر مبناى مذهب