يك از وزراء خلفا و ملوك را وزيرى چنان نبوده و اين ابيات را مهيار بن مرزويه ديلمى كه يكى از شعراى شيعه است در مدح وزير گفته :
جاء بك اللّه على فترة * بآية من يرها يعجب
لم تألف الأبصار من قبلها * ان تطلع الشمس من المغرب
و همچنين در تواريخ مذكوره مسطور است كه : چون حاكم اسماعيلى صاحب مصر پدر و عمّ و برادران او را كشت وزير گريخته بديار رمله آمد و از آنجا بحجاز و از آنجا بعراق آمد و بعضى اوقات در خدمت آل بويه بود و بعضى اوقات در ديار بكر وزير أحمد بن مروان كه امير آنجا بود شد ، و در آنجا اقامت نمود تا در سيزدهم ماه رمضان چهارصد و هيجده وفات يافت و او را بموجب وصيّت بمشهد اشرف نجف حمل نمودند » .
از بيانات مذكوره معلوم شد كه وزير مغربى از معاريف فضلا و مشاهير وزرا بوده است پس ترجمهء او مشهور و در غالب كتب ادب و ترجمه مذكور خواهد بود طالب تفصيل بمفصّلات رجوع كند زيرا مقام اقتضاى بسط بيشتر را ندارد .
امّا آن دو بيت مذكور در متن از قصيدهايست مشتمل بر يكصد و سى و هشت بيت ، و مصّدر است در ديوان مهيار ديلمى ( ج 1 چاپ دار الكتب ؛ ص 75 - 83 ) به اين عبارت : « و قال يمدح الوزير أبا القاسم الحسين بن علي المغربىّ رحمه اللّه - عند تقلّده الوزارة و يهنّئه بالنيروز ، و أنشدها في داره بباب الشعير في سنة أربع عشرة و أربعمائه » و اين دو بيت در آنجا برين منوال است :
« قد رفعت في بابل راية * للمجد من يلق بها يغلب »
« يصيح داعي النصر من تحتها * يا خيل محيى الحسنات اركبي »
« جاء بها اللّه على فترة * بآية من يرها يعجب »
« هاجمة الاقبال لم تنتظر * بواسع الظّن و لم ترغب »
« لم تألف الأبصار من قبلها * أن تطلع الشمس من المغرب »
( طالب تمام قصيده بديوان مهيار رجوع كند . . . )