على مفارق العالمين .
اميدوارم « 1 » كه بركات اين معارف كه « 2 » به نور توفيق ربّانى و دقيقه مناسبت « 3 » با خاك آستان درويشان ، راه ، به آن توان يافت « 4 » ، به روزگار حضرت خاقانى كشور ستانى برسد به محمّد « 5 » و آله « 6 » الوارثين بحاله . « 7 »
مقام اول ، در مباحث علمى رسمى ، و در آن « 8 » دو موقف است .
موقف اول ، در مباحث لغوى :
« لا » حرف نفى جنس است به معنى نفى نسبت خبر از ماهيّت . و « آله » فعالى است به معنى مفعول از « إله » به معنى « عبد » . پس معنى « آله » معبود [ 1 ] مىباشد و مبنى است بر فتح ، زيرا كه اسم « لا » نفى جنس است و مفرد است و سبب بناء او « 9 » يا تضمّن معنى « من » است ، چه در اين قوّت است كه « 10 » « ما من إله الا اللّه » « 11 » و يا تركيب « 12 » با « لا » و « الاّ » حرف استثنا است و « اللّه » مرفوع است به آنكه بدل است از اسم « لا » و محمول است بر محلّ او كه رفع است ، چه حمل بر لفظش متعذّر است ، زيرا كه عمل « لا » به واسطه معنى ، نفى است و الا » « 13 » نفى را ابطال كرده « 14 » و خبر
هامش
[ 1 ] - ب : و ج : و ه : + باشد و حينئذ صفت باشد و اين مذهب امام راغب است و اما نزد صاحب كشاف آن است كه اسم جنس است و بر اين معنى استدلال كرده به آنكه او موصوف واقع مىشود و وصف واقع نمىشود . إله قديم مىگويند و شىء آله نمىگويند . ( از « و وصف . . .
نمىگويند » در نسخه ج : چنين است : چون آله قديم و وصف واقع نمىشود . ) .
( 1 ) فلا : اميدوار .
( 2 ) - ج : ندارد .
( 3 ) - فلا : مناسب .
( 4 ) - از كلمهء « و دقيقه تا . . . توان يافت » در نسخهء ه : نيست .
( 5 ) - ج : و ه : ندارد .
( 6 ) - ج : و ه : ندارد .
( 7 ) - از « خلد اللّه . . . تا . . . بحاله » در نسخهء ب : نيست .
( 8 ) - فلا : و ج : و د : و ه : او .
( 9 ) - ب : وى .
( 10 ) - ب : عبارت « چه در . . . است كه » را ندارد .
( 11 ) - ب : و ه : ندارد .
( 12 ) - فلا : تركب .
( 13 ) - ج : + معنى .
( 14 ) - فلا : و ه : كرد .