تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام در ايران و جهان — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤

8 . غماميّه

براى اين بدين اسم موسوم شده‌اند كه مىگويند خداى تعالى ( - على ) بهار هر سالى در ابرها به زمين مىآيد و طواف مىكند ؛

9 . اسماعيليّه

و ايشان باطنيّه‌اند ، و به امام معصوم اعتقاد دارند . محقّقان ، فرقه‌هاى ديگرى از جمله « عزاقريّه » « 1 » ( پيروان ابو جعفر محمد شلمغانى معروف به « ابن عزاقر » در قرن چهارم ه . ق . ) و نصيريّه را نيز از غلاة دانند . نصيريّه پيروان محمد بن نصير نميرى بوده‌اند و اعتقاد داشته‌اند كه خداى تعالى در على ( ع ) حلول كرده است . « 2 » يكى از معروف‌ترين سبئيه ، مغيرة بن سعيد عجلى ( وفات ، 119 ه . ق . ) بوده است . اعمش ( وفات ، 148 ه . ق . ) گويد : از وى پرسيدم آيا على مردگان را زنده مىكند ؟ گفت : آرى ، و اگر بخواهد عاد و ثمود و اقوام بسيار ديگر را نيز زنده مىتواند كرد . « 3 » از سخنان صريحى كه امام خود در ردّ غلاة گفته ، يكى اين است كه مىگويد « دو تن ( يا گروه ) در مورد من هلاك گردد : دوستدارى كه غلوّ كند و دشمنى كه كوتاه آيد » « 4 » و بازگويند كه ظاهرا - در خطاب به عبد اللّه بن سبأ همدانى گفت : « من از آنچه در نفس توست برترم و از آنچه مىگويى فروتر » « 5 » . * * *

2 . اماميّه ، يا اثنىعشريّه

يا دوازده امامىها « 6 » و آنها كسانى هستند كه مىگويند : خلافت پس از رحلت پيامبر اكرم به حضرت على ( ع ) اعطا گشت ، و معتقدند كه اين اصل را پيامبر اكرم در ملأ عام اظهار داشت . براى تأييد اين مطلب ، شيعه پيش از همه « اصل اجماع امت » « 7 » را رد كرده‌اند ، و به جاى آن اين مذهب را پذيرفته‌اند كه بايد امام معصومى در هر عصرى وجود داشته باشد كه خدا هدايت بندگان خود را به او سپرده است . شيعه معتقد بودند كه در هر عصرى امام بايد فاضل‌ترين مردم باشد ، زيرا امامت مفضول عقلا
هامش
( 1 ) . دربارهء عقايد غاليگرايانهء « عزاقرّيه » ، - دائر المعارف فارسى ، 2 / 1731 . ( 2 ) . جرجانى ، تعريفات ، 216 . ( 3 ) . ابن قتيبه ، عيون الاخبار ، 2 / 149 « قال الاعمش : قلت للمغيرة هل كان على يحيى الموتى ؟ فقال : لو شاء لأحيا عادا و ثمودا و قرونا بين ذلك كثيرا . » ( 4 ) . « هلك فىّ اثنان : محبّ غال و مبغض قال « ( شرح نهج ، 5 / 129 ) . ( 5 ) . همانجا 4 / 104 « أنا دون ما تقول ، و فوق ما فى نفسك » . ( 6 ) .« The twelvers . »( 7 ) .The principle of the consensus of the community .