مرجئهء جبريّه ، و مرجئهء خالصه . آنگاه محمد بن شبيب ، صالح بن عمر صالحى ، و خالدى را از مرجئهء قدريّه شمردهاند . و غيلانيّه يعنى اصحاب غيلان بن مروان دمشقى ( وفات ، 128 ه . ق . ) را كه نخستين بار قول به قدر يعنى قدرت بشر را بر انجام كارهاى نيك و بد ، و ارجاء را پديد آورد از مرجئهء قدريه به حساب آوردهاند . « 1 »
* * * آخرين مطلبى كه در اين كتاب اشاره بدان اهمّيّت بسيار دارد ، تأثير عقيده به « ارجاء » در انديشهء مسلمانان و بويژه شاعران و گويندگان تازى و پارسى زبان است . زيرا غالب آنها در بيان اينكه در دين سختگيرى نيست ، و همه چيز در گرو ايمان و لطف و رحمت پروردگار است و عمل بنده در جنب ايمان باطنى و مشيّت و رحمت حقّ تعالى اعتبارى ندارد ، دانسته يا ندانسته ، از « مرجئه » متأثر بودهاند . اينك نمونههايى ياد مىكنيم ، و بحث و تدقيق را به پژوهشگران آينده وامىگذاريم :
خاقانى گويد ( ديوان ، 839 ، سجّادى ) :
خاقانيا قبول و رَد از كردگار دان * زو ترس و بس ، كه ترسِ تو پازهر زهرِ اوست
ديوان فرشتگاناند آنجا كه لطف اوست * مردان مُخنّثاناند آنجا كه قهر اوست
هر حكم را كه دوست كند دوستدار باش * مگريز و سر مكش كه همه شهر شهرِ اوست
نظامى گويد ( خسرو و شيرين ، 434 ، وحيد ) :
اگر هر زاهدى كاندر جهان است * به دوزخ در كَشَد حُكمش روان است
خداونديش را عِلّت سبب نيست * دِه و گير از خداوندان عَجَب نيست
سعدى گويد ( كلّيّات ، « بوستان » ، 229 ) :
يكى حلقهء كعبه دارد به دست * يكى در خراباتى افتاده مست
گر اين را بخواند كه نگذارَدش * ور آن را براند كه بازآردش ؟
نه مستظهَر است اين به اعمالِ خويش * نه آن را درِ تو به بسته است پيش !
مولوى گويد ( مثنوى ، 643 ، علاء ) :
ذَرّهيى سايهء عنايت بهتر است * از هزاران كوشش طاعتپرست
هامش
( 1 ) . براى آگاهى بيشتر ، طالبان - شهرستانى ، الملل و النحل ، 1 / 139 - 146 ، كيلانى و :Ency , . of Islam , art . , « Murdji'a » , by W . Madelung , Vol . VII / 605 - 7 , New Edition .