تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام در ايران و جهان — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨

فصل پنجم فرقه‌هاى نخستين كلامى - سياسى

1 . خوارج « 1 »

حق بدست من و ، من از جهّال * در ملامت چو صاحب صفّين
« 2 » سه خليفهء نخستين بواسطهء پيمان‌هاى ازدواج ، با پيامبر اسلام منسوب بودند ( ابو بكر به سبب ازدواج عايشه با پيامبر اكرم ، عمر به سبب ازدواج حفصه با ايشان ، و سرانجام ازدواج دو دختر ايشان رقيّه و ام كلثوم با عثمان ) . اما على ( ع ) خليفهء چهارم از حيث نسب نزديك‌ترين آنها به پيامبر بود ، چه هم در نسب و هم در سبب حائز اين منقبت بود . « 3 » زيرا پسر عم وى بود و همسر دختر او فاطمه ( ع ) . خليفهء سوم به دودمان بنى اميه منسوب بود كه دشمنى سرسختانه آنها نسبت به رسول اكرم پيش از رسيدن به قدرت مشهور بوده است . پس وقتى عثمان كشته شد ، معاويهء حاكم شام و سوريه - كه بعدا خليفه شد - خونخواه طبيعى او بود ، و موقعى كه خلافت به حضرت على رسيد ، جنگ ميان ايشان
هامش
( 1 ) .Seceders( 2 ) . سنائى ، ديوان ، 563 ، مدرّس رضوى . ( 3 ) . از همين‌جا بود كه وقتى بعد از سقيفه شنيد كه ابو بكر به خلافت رسيده ، پرسيد « چرا ، او را پذيرفتند ؟ » گفتند : به سبب ، گفت : عجب است به سبب باشد اما به نسب و سبب هر دو نباشد ! ابو الفتوح رازى در زير آيهء 32 از سورهء فاطر ( 35 ) :« ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ »آرد : « ميراث امامت به نسب باشد و هم سبب . حضرت امير المؤمنين على - صلوات اللّه و سلامه عليه - در اين معنى هم ذو طرفين بود و هم ذو شرفين ، هر دو طرف داشت لا جرم هر دو شرف يافت : از نسب پيوندش به پدر و از سبب پيوندش با دختر » ( تفسير ، 248 ، شعرانى ) .