نور دوازدهم : در باب اقوال در تعلق جعل جاعل به وجود و ماهيت ، و اتصاف ماهيت به وجود 80
نور سيزدهم : در اينكه تكثر وجودات به ماهيت است ، و وجود مقول به تشكيك است بر افراد خود 83
نور چهاردهم : در اينكه وجود مساوق است با شيئيت ، و عدم مرادف است بالا شىء 84
نور پانزدهم : در بيان معناى وجود نفسى و رابط و رابطى 84
نور شانزدهم : در بيان معناى وجوب و امكان و امتناع 86
نور هفدهم : در بيان احكام واجب بالغير 90
نور هيجدهم : در بيان معناى قدم و حدوث و اقسام آنها ، و اختلاف در اينكه حدوث عالم به چه معنا است 91
نور نوزدهم : در بيان معناى وحدت و كثرت و اقسام آن ، و بيان وحدت در عين كثرت و كثرت در عين وحدت 97
نور بيستم : در بيان معناى علت و معلول و اقسام آن و بطلان تسلسل 100
نور بيست و يكم : در بيان معناى ماهيت و ماده و صورت ، و اينكه شيئيت شىء به صورت است نه به ماده 104
نور بيست و دويم : در بيان اقسام تقدم و تأخر 108
نور بيست [ و ] سيم : در بيان معناى قوه و فعل و اطلاقات آن 112
نور بيست [ و ] چهارم : در بيان معناى نفس الأمر و واقع و خارج و ذهن ، و آن چه متفرع شود بر آن از حكم بر معدومات 113
مقصد اوّل :
در شناختن ذات و صفات مبدأ تعالى نور اوّل : در بيان اثبات وجود واجب الوجود ، و رفع انكار دهريين و طبيعيين 121
أنوار العرفان — صفحة 7
مساهمون: ملا اسماعيل اسفراينى
ص٧