بغض او گناهى است كه هيچ ثوابى با او نفع ندارد » . « 1 »
در كتاب شرف النّبي صلّى اللّه عليه و آله روايت است كه بالا رفت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به منبر ، پس فرمودند بعد از موعظه كه :
« كجاست على بن ابى طالب ؟ پس رو آورد به سوى آن بزرگوار ، على عليه السّلام .
پس فرمودند كه نزديك شو به من . پس چسبانيد او را به سينهء خود و بوسيد ميان چشمهاى او را » .
و ديديم كه جارى گرديد اشكهاى چشم او بر سينهء او ، و فرمود به آواز بلند كه :
« اى گروه مسلمانان ! اين است على بن ابى طالب . اين است شيخ مهاجرين و انصار .
اين است برادر من و پسر عم من و خون « 2 » من و گوشت « 3 » من و موى من . اين است پدر هر دو سبط من ، حسن و حسين كه آقايان جوانان بهشتند . اين است بردارندهء غم از من . اين است شير خدا در زمين او و شمشير او بر دشمنان « 4 » او . پس بر دشمن او باد لعنت خدا و لعنت تمام لعنت كنندگان « 5 » و خدا بيزار است از او . پس كسى كه بخواهد از خدا بيزار باشد و از من ، پس بيزارى جويد از على . پس برسانند حاضرين به غايبين » . « 6 »
و در كتب مشهورهء اهل سنت مشهور است كه فرمودند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه :
« اين هر دو پسر من اماماند ، چه بنشينند و چه برخيزند » « 7 »
و در حديث لوح كه جابر روايت كرده است از حضرت زهرا عليها السّلام كه :
« هديه فرستاد آن لوح را خداى تعالى به سوى رسول خود صلّى اللّه عليه و آله . و در آن لوح است
هامش
( 1 ) . ر . ك : عوالي اللآلي ، ج 4 ، ص 86 ، ش 103 .
( 2 ) . ب : حوض .
( 3 ) . ب : كوثر .
( 4 ) . الف : دوشمنان .
( 5 ) . الف : كنندهگان .
( 6 ) . شرف النبي صلّى اللّه عليه و آله ، باب 29 ، ص 290 - 291 .
( 7 ) . ر . ك : التعجب من اغلاط العامة ، ص 357 .