( 1 )
گفت مقصود خواجهء لو لاك * آينهء مؤمنست مؤمن پاك
مؤمن آينهء مؤمنست ؛ يعنى هر كه مؤمن است بايد كه بر سبيل شفقت به حال مؤمنان نگرد ، و اگر ناصوابى از يكى بحاصل آيد كه تعلّق بدين يا به دنيا يا بأدب نفس دارد ويرا پنهان نصيحت كند ؛ و أمير المؤمنين عليه السّلام گويد : نصيحت پيش مردم سرزنش و ملامت بود .
110 -
المؤمن يسير المئونة .
( 2 ) مؤمن اندك مئونت و خرج بود ؛ زيرا كه در خورش و پوشش اسراف نكند ، از حرام و شبهت نيك پرهيزد پس حلالش اندك بود و اسراف نكند و گفتند كه : در هر درمى كه بدست يكى آيد كژدمى بود بايد كه افسون كند تا ويرا نزند و افسونش آن باشد كه در وجه حلالش به كار برد .
111 -
المؤمن كيّس فطن حذر .
( 3 )
مؤمن از بد حذر كند هموار * زانكه هم زيركست و هم هشيار
مؤمن زيرك بود زيرا كه بر حذر باشد و آخرت را در دنيا به هيچ كارى از دست ندهد .
112 -
المؤمن آلف مألوف .
( 4 ) مؤمن دوست دارد مؤمنان را و چنان زندگانى كند كه مؤمنان نيز ويرا دوست دارند .
113 -
المؤمن من آمنه النّاس على انفسهم و أموالهم و دمائهم .
( 5 )
مؤمنست آنكه مردمان باشند * از وى ايمن بنفس و خون و بمال
نبود مؤمن آنكه زو هستند * مؤمنان ترسناك در همه حال
مؤمن آن بود كه مردمان را نرنجاند و ظلم نكند و قتل نكند .
114 -
المؤمن غرّ كريم و الفاجر خبّ لئيم
. ( 6 ) مؤمن ساده دل و كريم بود ، و فاجر حيلتى و شوم بود ؛ يعنى هر كه مؤمن بود پيوسته همنشين آخرت بود ، و انديشه و تفكّر بدان كند ، و دنيا را محلّ و مقدار ننهد