و عيالش « 1 » خوار نگردند و تواند كه با مردم مروّت كند چون بقيامت آيد رويش چون ماه شب چهارده باشد ، و هر كه طلب دنيا كند تا بدان تفاخر كند و بار نامه « 2 » و كبر نمايد ، چون بقيامت آيد رويش تاريك و سياه بود و خداى تعالى بر وى بخشم آيد . و مصطفى عليه السّلام گويد كه : هر كه زبان بسؤال بگشايد و در چيز مردم طمع كند خداى تعالى درويشى را بر وى مسلّط كند ، و هر كه طمع از مال مردم ببرد و بكسب مشغول شود خداى تعالى ويرا از درويشى نگاه دارد و از مال مردم بىنياز گردد « 3 » .
107 -
اعظم النّساء بركة أقلّهنّ مؤنة
. ( 1 ) بزرگترين زنان ببركت زنى باشد كه از خداى تعالى بترسد و عقل را كار فرمايد و پيوسته به حال شوهر نگران بود ، و بثروت و توانگرى همسايگان و خويشان ننگرد و از شوهر چيزى كه ويرا نباشد طلب نكند بعد از آنكه بيند كه وى آنچه ميتواند از رنج و كسب كردن تقصير نميكند و هر زنى كه بخلاف اين بود پيوسته شوهر را و خويشتن را رنجور دارد و بمردم حسد برد و بسبب اين مستحقّ عقاب شود ، و اگر شوهرش فاسق بود نزديك بود كه دزدى كند و راه زند ، و اگر بصلاح بود نزديك آن بود كه ميان ايشان فرقت و جدائى افتد ، و مصطفى عليه السّلام گويد كه : نيكبختى درين دنيا چهار چيز است ؛ اوّل زن موافق و سازگار . دويم همنشين نيك ، سيم فرزند بصلاح ، چهارم روزيش از شهر خويش باشد .
108 -
المؤمن أخو المؤمن .
( 2 )
مؤمن آمد برادر مؤمن * دين بود افسر سر مؤمن
مؤمن برادر مؤمنست يعنى بايد كه قصدش نكند و بشاديش شاد بود و باندوهش اندوهگين بود .
109 -
المؤمن مرآة المؤمن .
هامش
( 1 ) در نسخهء ديگر : « و عيالاتش » .
( 2 ) اندكى پيش از برهان قاطع نقل كرديم كه « بارنامه » بمعنى كبر و مباهات و غرور مىآيد و در اينجا نيز همان معنى مراد است .
( 3 ) در نسخهء ديگر : « كند » و اين نسخه موافقتر بأسلوب كلام و سياق عبارت است .