يعنى هر كه روزه دارد خداى تعالى روز قيامت روزهء ويرا سپرى گرداند ميان وى و آتش دوزخ تا گرماى آتش بر وى كار نكند و تقديرش آنست كه روزه سپريست ميان روزه دار و معصيت ؛ زيرا كه هر كه روزه دارد معصيت كم كند ؛ و بزرگان گفتهاند كه : هر كه شكم را گرسنه دارد از پى هوا و معصيت نرود .
41 -
الضّامن غريم
. ( 1 ) پايندان « 1 » غرامت كش بود يعنى هر كه كسى را پايندانى كند غرامت كشد و اگر بدستورى وى كند رسد كه از وى « 2 » طلبد .
42 -
الرّفق رأس الحكمة
. ( 2 ) مدارا كردن سر حكمتست .
سر هر حكمتى بليل و نهار * رفق و آهستگى بود در كار
يعنى بزرگترين حكمتى آنست كه در كارها مدارا كند و ساكن بود و مدارا در كار دارد .
43 -
البرّ حسن الخلق .
( 3 )
هست نيكى دليل خلق نكو * با همه خلق باش نيكوخو
نيكويى بر خوى نيكوست ؛ يعنى هر كه را خيرى و نيكى افتد چون خوى نيكو بود بنزديك خداى تعالى سخت پسنديده باشد بسبب خوى نيكو .
44 -
الشّباب شعبة من الجنون
. ( 4 ) جوانى شاخيست از ديوانگى .
چون جوانيست از جنون يك شاخ * هست با هر كسى جوان گستاخ
يعنى هر كه جوان باشد در وى سبكى بود و بىصبر و شتاب زده بود اگر از وى چيزى حاصل آيد كه نكوهيده و عيبناك بود كس را نرسد كه ويرا پر ملامت كند .
هامش
( 1 ) در برهان قاطع گفته : « پايندان بفتح ثالث و دال ابجد بالف كشيده بر وزن آصفخان ضامن و كفيل و ميانجىكننده را گويند » .
( 2 ) در نسخهء ديگر : « رشد از وى » .