و بدست كس باز ندهد . و مصطفى عليه السّلام گويد كه : من خصم آن كسم كه مسلمانى را بپادشاه بردارد .
140 -
المسلمون يد واحدة على من سواهم .
( 1 ) مسلمانان بايد كه دست يكى دارند بر آنكه مخالف ايشانست ؛ يعنى بايد كه بپشتى يك ديگر امر بمعروف و نهى از منكر كنند ، و اگر مخالفى قصد مسلمانى كند جمع شوند و ويرا باز دارند ، و با يك ديگر چون تنى باشند يعنى چون اندامى از آن دردناك شود همهء اندامهايش رنجور بود « 1 » .
141 -
الموت كفّارة لكلّ مسلم .
( 2 ) مرگ كفّارهء گناهان هر مسلمانى بود ؛ زيرا كه از صعبى جان كندن خداى تعالى گناهان او بيامرزد ، و مصطفى عليه السّلام در وقت جان كندن دست بر آب ميزد و بر رو مينهاد و ميگفت :
اللّهمّ سهّل علىّ سكرات الموت
؛ يا ربّ ياريم ده بر سكرات مرگ .
142 -
طلب العلم فريضة على كلّ مسلم .
( 3 ) طلب علم كردن فريضه است بر همهء مسلمانان ؛ آنچه كردنش فريضه بود دانستنش فريضه بود ، و آنچه گردنش سنت بود دانستنش سنت بود ، و مصطفى عليه السّلام گويد كه : هر كه بآموختن علم دين شود فرشتگان از براى تعظيم علمش پر كشند تا وى بر پر ايشان ميگذرد ، و خداى تعالى بهشت بر وى آسان كند ، و فرق ميان وى و ديگر قوم چون ماه شب چهارده در جنب ستارگان بود ، زيرا كه عالم ميراث گير پيغمبرانست عليهم السّلام ، و هر كه خواهد كه آزادگان را بيند از آتش دوزخ گو طالب علمان را ببين ، و بدان
هامش
( 1 ) اشاره بمضمون روايات بسياريست كه در كتب عامه و خاصه از پيغمبر و ائمه عليهم السلام نقل شده و محصل مضمون آنها همانست كه سعدى نسبت بهمهء بنى آدم بنظم آورده است :« بنى آدم اعضاى يك ديگرند * كه در آفرينش ز يك جوهرند »
« چو عضوى به درد آورد روزگار * دگر عضوها را نماند قرار »
« تو كز محنت ديگران بيغمى * نشايد كه نامت نهند آدمى »