جهاد : آتش بس در صورت قوى بودن سپاه اسلام تا چهار ماه جايز است وبنابر قول مشهور ، بيش از يك سال جايز نيست ، ودر جواز آن در بيشتر از چهار ماه وكمتر از يك سال اختلاف است . 3 بر رزمندگان شجاع وقوى مستحب است در ميدان جنگ با اذن امام به مبارزطلبى وفرياد هل من مبارز دشمن پاسخ دهند وبه نبرد با آنان بشتابند . 4
غصب : در تحقق غصب ، قوى بودن غاصب نسبت به مالك شرط است . بنابر اين ، اگر انسان ضعيفى داخل خانهاى شود ودر آن ساكن گردد ، وصاحب خانه قوى باشد وتوان دفاع از أموال خويش داشته باشد ، متجاوز به عنوان غاصب ضامن نيست ؛ ليكن برخى گفتهاند : نسبت به منافعى كه به تصرف خويش درآورده ، ضامن است ؛ استيفا كرده باشد يا نكرده باشد . 5 البتة بايد بدل منافعى را كه استفاده كرده است ، بپردازد 6 غصب ) .
قوت غالب
قوت غالب : خوراك اصلى بيشتر مردم .
مراد از قوت ، خوراك مورد نياز بدن انسان است وقوت غالب ، خوراكى است كه مردم غالباً از آن تغذيه مىكنند . از احكام مرتبط با آن در بابهاى زكات ، تجارت ، نكاح وكفّارات سخن گفتهاند .
زكات : در جنسي كه به عنوان زكات فطره داده مىشود ، اختلاف است . مشهور متأخران ، آن را قوت غالب دانستهاند . 1
در اينكه مراد از قوت غالب ، قوت نوع انسانها است يا قوت غالب منطقهاى كه انسان در آنجا زندگى مىكند ويا قوت غالب زكات دهنده ، احتمالات مختلفي در مسئله داده شده است . برخى احتمال أول 2 وبرخى ديگر احتمال دوم 3 را برگزيدهاند . بعضي گفتهاند : زكات دهنده مخيّر است بين پرداخت قوت غالب خود يا وطنش ويا منطقهاى كه شب عيد فطر در آنجا أقامت دارد 4 - - ) زكات فطره ) .
هامش
( 1 ) . موسوعة الخوئي 22 / 41 و 19 / 371
( 2 ) .
نهاية الإحكام 1 / 135 ؛ الروضة البهية 1 / 376 ؛ مدارك الأحكام 2 / 15 ؛ ذخيرة المعاد / 66
( 3 ) . جواهرالكلام 21 / 291 - 298 ؛ منهاج الصالحين ( خوئى ) 1 / 401
( 4 ) . منتهى المطلب 14 / 113 ؛ جواهر الكلام 21 / 88
( 5 ) . جواهر الكلام 37 / 27
( 6 ) . 27 ؛ جامع المقاصد 6 / 211 - 212 ؛ تحرير الوسيلة 2 / 175 - 176 .