دليل متعارض مىشود ، مانند آنكه مفاد يكى از دو دليل ، وجوب اكرام علما ومفاد دليل ديگر ، حرمت اكرام فاسقان باشد واز حال امر كننده نيز معلوم باشد كه عالم فاسق را بيش از جاهل فاسق دشمن مىدارد . در اين صورت ، عالم فاسق قدر متيقن از فاسقان است كه موضوع حرمت اكرام مىباشد واين به منزلهء تصريح به حرمت اكرام عالم فاسق است . بنابر اين ، وجوب اكرام علما به غير فاسق تخصيص خورده وتعارض ميان دو دليل رفع مىشود . 5
- - ) قاعدهء اقتصار بر قدر متيقن )
قدريّه
قدريّه : فرقهاى از أهل سنّت .
قدريه نسبت « قَدَر » است . قَدَر در برابر جَبْر به كار مىرود واز آن ، گاه به تفويض تعبير مىشود . قدر يا تفويض در كاربرد كلامي عبارت است از اعتقاد به استقلال بنده در افعال خود ، بدون دخالت مشيّت وقدر وقضاى خداى تعالى . به معتقدان چنين تفكرى « قدريه » يا « مُفَوّضه » گويند . اينان گروهى از معتزلهاند . 1 از اين عنوان به مناسبت در باب طهارت سخن گفتهاند .
شكى در شرك وكفر بودن اعتقاد به قدر وتفويض نيست ؛ زيرا مستلزم سلب قدرت از خداى تعالى است ؛ ليكن در اينكه قائل به چنين عقيدهاى مطلقا كافر ونجس است يا تنها در صورتي كه به لوازم آن همچون سلب قدرت از خداوند وشريك قرار دادن بنده با خداوند ، التفات واعتقاد داشته باشد ، اختلاف است . 2
قدس - - ) مسجد الأقصى
قدم
قدم : واحد طول به اندازهء پاشنه پا تا سر پنجهء انگشتان / واحد مسافت ، فاصله ميان دوپاى فردمتوسط هنگام راه رفتن / پا ( - - ) پا ) .
هامش
( 1 ) . فرهنگ نامهء أصول فقه / 628 - 629
( 2 ) .
أجود التقريرات 2 / 432 - 434 ؛ أصول الفقه 1 / 170 - 172
( 3 ) . كفاية الأصول / 247 ؛ أصول الفقه 1 / 170
( 4 ) . فوائد الأصول 2 / 576
( 5 ) . 4 / 728 ) .
( 1 ) . شرح أصول الكافي ( مازندرانى ) 5 / 3 - 4
( 2 ) . مستمسك العروة 1 / 389 - 390 ؛ نتائج الافكار / 225 - 226 .