ديدگاهها : بدون شك ، در معاملات ، كالاى مورد معامله داراى أوصاف فراوانى است كه منشأ رغبت يا بي رغبتي خريداران نسبت به آن ونيز اختلاف قيمت آن مىگردد . حال در معاملات معاوضي ، آيا معاوضه بر ذات كالا صورت مىگيرد ؛ به گونهاى كه أوصاف ، دخالتى در عوض ندارد يا بر مجموع ذات ووصف ؟
در پاسخ سؤال ياد شده بايد گفت :
أوصاف دو گونهاند :
1 ) . اوصافى كه در تماميت عين دخيل اند وبدون آنها عين معيوب به شمار مىرود ، مانند گندم گنديده يا بردهء نابينا .
2 . اوصافى كه در تماميت عين دخيل نيستند وبا نبود آنها عين معيوب به شمار نمىرود ؛ بلكه از وصف كمال آن كاسته مىشود ، مانند بردهء بي سواد . بي سوادي در برده ، عيب محسوب نمىشود ؛ ليكن بردهء بي سواد ، فاقد كمالِ خواندن ونوشتن است ؛ از اين رو ، از اين جهت كامل به شمار نمىرود .
أوصاف نوع دوم ، هرچند در ارزش كالا تأثيرگذار است ورغبت خريداران نيز نسبت به آن متفاوت خواهد بود ؛ ليكن به گفتهء برخى ، ظاهر كلمات فقها ، اتفاق واجماع آنان بر اين است كه ثمن در ازاى أوصاف كمال قرار نمىگيرد ؛ به گونهاى كه بخشي از بهاى كالا در ازاى آن باشد ؛ بلكه آنچه ثمن در ازاى آن قرار مىگيرد ، عبارت است از جوهر وذات شئ نه اعتبارات وأوصاف آن . 2
آيا أوصاف نوع أول جزئي از معوّض يا به منزلهء جزء است ؛ بدين معنا كه بخشي از ثمن در ازاى آن قرار مىگيرد ؛ به گونهاى كه اگر معلوم شود عين مورد معامله ( مثمن ) معيوب است ، جزئي از عوض در ازاى آن أوصاف ساقط مىشود يا نه ؟ مسئله محل اختلاف است . 3
تطبيق : در معاملات ، أوصاف كالا بايد ذكر شود ومعامله بدون ذكر أوصاف كالا به سبب جهالت ، باطل مىباشد .
هرگاه پس از معامله ، كالاى تحويل شده به خريدار فاقد أوصاف ذكر شده باشد ، خريدار مىتواند معامله را فسخ يا امضا كند ؛
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 123
مساهمون: موسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت ( ع )
ص١٢٣