اين مجوزها عبارتاند از :
1 . جنون ( - - ) ديوانگى ) در هر يك از زوجين ؛ عنن ( - - ) عنن ) ، خصاء ( - - ) اخته ) و جَبّ ( - - ) جَبّ ) در زوج ؛ و قَرَن ( - - ) قَرَن ) ، جذام ( - - ) جذام ) ، برص ( - - ) پيسى ) ، عَفَل ( - - ) عفل ) ، افضاء ( - - ) افضاء ) ، زمينگيرى ( - - ) زمينگيرى ) و كورى ( - - ) نابينايى ) در زوجه .
2 . تدليس ( - - ) تدليس ) .
3 . عدم رضايت عمه و خاله به ازدواج شوهر با خواهر زاده يا برادر زادهء آنان .
4 . پايان يافتن يا بذل مدّت عقد در ازدواج موقت ( - - ) ازدواج موقت ) . 2
( - - ) افتراق ) ( - - ) انفصال )
فراموشى
فراموشى : از ياد بردن .
فراموشى پاك شدن صورت علمى چيزى از حافظه و ناتوانى در يادآورى آن است . از احكام آن در همهء ابواب فقهى ؛ اعم از عبادات ، معاملات و غير آن سخن گفتهاند كه در اينجا به احكام كلى آن اشاره مىشود .
فراموشى از نه عذرى است كه سبب رفع تكليف مىشوند ( - - ) حديث رفع ) .
فراموشى گاه حكم تكليفى و وضعى ؛ هردو را برمىدارد ، مانند حرف زدن در نماز ، يا ترك جزئى از اجزاى واجب غير ركنى نماز از روى فراموشى ( - - ) خلل در نماز ) و يا خوردن در حال روزهء واجب معيّن ، مانند روزهء ماه رمضان از روى فراموشى كه موجب بطلان نماز و روزه نمىشود ( - - ) روزه ) .
در حج نيز ارتكاب محرمات احرام - جز صيد - از روى فراموشى موجب ثبوت كفّاره نيست ؛ 1 چنان كه به نظر مشهور ، كسى كه در حج يا عمره ، احرام را فراموش كرده و پس از اتمام اعمال يادش آمده ، عملش صحيح است و نيازى به اعادهء آن نيست . 2
فراموشى گاهى تنها حكم تكليفى را برمىدارد و حكم وضعى باقى است ،
هامش
( 1 ) . المراسم العلوية / 159 ؛ قواعد الاحكام 3 / 119 ؛ ارشاد الاذهان 2 / 41 *
( 2 ) . المراسم العلوية / 161 - 164 ؛ الوسيلة / 327 ؛ مفاتيح الشرائع 2 / 304 - 307 ؛ جواهر الكلام 30 / 188 .