چنانچه پزشك با اذن ولىّ اقدام به برداشتن غدهء كودك كند ، آيا ديه برعهدهء ولىّ است يا پزشك ؟ مسئله اختلافى است . 4
غدير
- - ) عيد غدير
غذا
- - ) خوردنى
غرامت
غَرامت : تاوان .
غرامت از غُرم به معناى دين ، عبارت است از آنچه بابت جبران خسارت داده مىشود . به مديون و بدهكار « غريم » گويند .
واژهء غريم بر طلبكار نيز اطلاق مىشود . 1
برخى لغويان آنچه را كه از ناحيهء جنايت يا خيانت بر عهدهء انسان مىآيد ، از مفهوم غرامت خارج دانستهاند ؛ 2 ليكن در كلمات فقها غرامت در مطلق جبران خسارت به كار رفته است ؛ خواه سبب آن خيانت يا جنايت باشد يا چيزى ديگر . از احكام آن در بسيارى از ابواب فقهى ؛ اعم از عبادات ، عقود و احكام سخن گفتهاند .
غرامت و ضمان : در موارد ثبوت ضمان ، غرامت ثابت است . بنابر اين ، هر عملِ ضمان آورى موجب ثبوت غرامت بر انجام دهندهء آن مىشود ؛ خواه سبب ضمان اختيارى باشد ، مانند عقد ضمان و يا قهرى ، مانند اتلاف مال ديگرى و يا كوتاهى در رساندن حقوق شرعى ، همچون زكات و خمس به مستحقان آن و در نتيجه از بين رفتن آن ، و يا جنايت و آسيب رساندن به ديگرى ، يا كوتاهى در حفظ امانت و يا خيانت در امانت ، مانند كسى كه در مال امانى تصرف بى جا كرده است .
( - - ) ضمان ) ( - - ) جنايت ) ( - - ) خيانت ) ( - - ) دين ) ( - - ) خسارت )
غرب
غَرب : از جهات چهار گانه ، سمت غروب خورشيد ( - - ) شرق ) .
هامش
( 1 ) . مختلف الشيعة 8 / 331 - 332 *
( 2 ) . الروضة البهية 7 / 310 - 311 ؛ جواهر الكلام 36 / 348 *
( 3 ) .
شرائع الاسلام 4 / 970 ؛ غاية المرام 4 / 359 - 360 ؛ مسالك الافهام 15 / 61 - 62 ؛ جواهر الكلام 41 / 669 - 671 *
( 4 ) . مسالك الافهام 15 / 62 ؛ جواهر الكلام 41 / 671 .
( 1 ) . لسان العرب ، واژهء « غرم » *
( 2 ) . كتاب العين و المفردات ( راغب ) ، واژهء « غرم » .