عوض متعارفى كه در ازاى كالاى مورد معاوضه در بازار پرداخت مىشود ، ثابت مىگردد . به اين عوض ، عوض المثل گويند در برابر عوض المسمّى ( - - ) عوض المسمّى ) .
( - - ) عوض )
عوض المسمّى
عِوَض المُسَمّى : عوض ذكر شده در متن عقد .
به عوضى كه در متن عقد ذكر و مشخص مىشود « عوض المسمّى » گويند ؛ مقابل عوض المثل ( - - ) عوض المثل ) .
( - - ) عوض )
عِوَض واقعى
- - ) عوض المثل
عِوَضَيْن
- - ) عوض
عول
عَول : افزونى سهام وارثان از تركه ؛ مقابل تعصيب ( - - ) تعصيب ) .
عول در لغت به معناى زياده و نقصان ؛ هر دو آمده است . اگر به مال ( تركه ) اضافه شود به معناى نقصان خواهد بود ؛ زيرا مال نسبت به سهام نقصان دارد ؛ اما اگر به سهام اضافه شود در معناى زياده به كار مىرود ؛ چون سهام افزون بر تركهاند . 1
عول در اصطلاح عبارت است از افزونى سهام وارثان از تركهء ميّت ؛ به گونهاى كه نقصان تركه در سهم همهء وارثان به نسبت سهمشان وارد آيد . 2 از آن در باب ارث سخن گفتهاند .
حكم : از ديدگاه فقهاى شيعهء امامى عول باطل است و در صورت افزون بودن سهام ، نقص تنها متوجه بعضى معيّن از وارثان مىشود نه همهء آنان . در مقابل ، عامّه آن را صحيح دانسته و نقصان را متوجه همهء وارثان به نسبت سهمشان مىدانند . 3
نقل كردهاند نخستين مسئله در ارث كه عول در آن رخ داد ، در دوران حكومت عمر بود كه زنى مُرد و شوهر و دو خواهرش وارث او بودند كه سهم شوهر نصف و سهم دو خواهر دوسوم مىشد . در اين صورت اگر شوهر نصف تركه را بردارد ، سهم خواهران ( دوسوم ) به نصف تقليل مىيابد و اگر خواهران دوسوم را بردارند ،