عموم اطلاقى
عموم اطلاقى : مقابل عموم وضعى .
به عموم و شمولى كه از اطلاق كلام و مقيد نبودن آن ، از راه مقدمات حكمت ( - - ) مقدمات حكمت ) استفاده مىشود ، عموم اطلاقى گويند ( - - ) اطلاق ) . مقابل عموم وضعى كه از وضع لفظ براى معناى عام استفاده مىشود ( - - ) عام و خاص ) .
عموم افرادى
- - ) عام و خاص
عموم بدلى
- - ) عام و خاص
عموم زمانى
- - ) عام و خاص
عموم شمولى
- - ) عام و خاص
عموم مجموعى
- - ) عام و خاص
عموم منزلت
- - ) قاعدهء تنزيل
عموم و خصوص
- - ) عام و خاص
عموم و خصوص مطلق
- - ) عام و خاص
عموم و خصوص من وجه
- - ) عام و خاص
عموم وضعى
عموم وضعى : مقابل عموم اطلاقى .
به عموم و شمولى كه از لفظ به سبب وضع آن براى معناى عام استفاده مىشود ، عموم وضعى گويند ، مانند لفظ « كل » و « جميع » ( - - ) عموم و خصوص ) .
مقابل آن عموم اطلاقى قرار دارد كه عموم و شمول آن ، از اطلاق كلام از راه مقدمات حكمت ( - - ) مقدمات حكمت ) استفاده مىشود ( - - ) عموم اطلاقى ) .
عمّه
عمّه : خواهر پدر .
از آن در بابهاى تجارت ، وصيّت ، نكاح و ارث نام بردهاند .
عمّه از كسانى است كه به بردگى گرفتن آنان با وجود شرايط بردگى جايز نيست و در صورت به اسارت گرفتن ، به طور قهرى آزاد مىشود 1 ( - - ) بردگى ) .
عمّه از محارم به شمار مىرود و ازدواج با او حرام و باطل است . 2
ازدواج با برادرزادهء همسر بدون اجازهء همسر ( عمّه ) حرام است و در صورت اجازه نگرفتن ، در اينكه عقد باطل است يا صحيح ، اختلاف است .