عفريت
- - ) جن
عفل
عَفَل : گوشت زايد درون شرمگاه زن .
از اين عيب در بعضى روايات به « عفل » و در بعضى ديگر به « قَرَن » تعبير شده است . در برخى روايات نيز « قرَن » به « عفَل » تفسير شده است . كلام لغويان و به تبع آنان ، كلمات فقها در اتحاد يا تغاير مفهوم دو واژهء ياد شده مختلف است . مفاد كلام بيشتر لغويان ، اتحاد آن دو از نظر معنا است . در كلام برخى لغويان ، عفَل به ورمى خارج از شرمگاه زن ، شبيه فتق در مردان ، تعريف شده است . برخى ديگر آن را به گوشتى زايد ، روييده درون شرمگاه زن تعريف كردهاند .
بعضى گفتهاند : عفَل از نظر مفهومى اعم از قرَن و به معناى استخوانى شبيه دندان يا گوشتى زايد درون فرج است . 1 از احكام آن در باب نكاح سخن گفتهاند .
عفَل از عيوب مجوزّ فسخ عقد نكاح شمرده شده است . در صورت مانع شدن آن از آميزش ، شكى در ثبوت حق فسخ براى مرد نيست ؛ ليكن در صورت مانع نبودن و امكان آميزش ، هرچند با دشوارى ، در اينكه موجب ثبوت حق فسخ است يا نه ، اختلاف مىباشد .
مشهور ، قائل به قول دوماند . 2
عفو
عفو : گذشت ؛ ناديده گرفتن ؛ بخشودن ؛ اسقاط .
عفو در لغت در معانى متعدد به كار رفته است ؛ ليكن در كلمات فقها مراد از آن ، معنايى است كه در شناسه آمده است .
هامش
( 1 ) . لسان العرب و مجمع البحرين ، واژهء « عفف » *
( 2 ) . رسائل الشهيد الثانى 1 / 62 ؛ الوافى 1 / 66 *
( 3 ) . الكافى ( كلينى ) 1 / 21 *
( 4 ) . مرآة العقول 8 / 66 ؛ ملاذ الاخيار 12 / 310 *
( 5 ) . الكافى ( كلينى ) 2 / 79 *
( 6 ) . مستند الشيعة 16 / 14 ؛ جواهر الكلام 29 / 38 *
( 7 ) . جواهرالكلام 30 / 157 ؛ تحريرالاحكام 3 / 522 *
( 8 ) . جواهر الكلام 29 / 306 ؛ تحرير الوسيلة 2 / 276 *
( 9 ) . مفاتيح الشرائع 2 / 84 ؛ جواهر الكلام 41 / 417 - 418 .
( 1 ) . مسالك الافهام 8 / 114 - 115 ؛ الحدائق الناضرة 24 / 360 ؛ الانوار اللوامع 10 قسم 1 / 183 ؛ جواهر الكلام 30 / 332 - 333 *
( 2 ) . الحدائق الناضرة 34 / 361 - 362 ؛ جواهر الكلام 30 / 333 - 335 .