عراق عجم
عراق عجم : مقابل عراق عرب .
عنوان ياد شده بر نواحى مركزى ايران اطلاق مىشد و گسترهء آن شهرهاى كرمانشاه ، همدان ، رى و اصفهان را دربر مىگرفت . در بحث زمينهاى مفتوح عنوه ( - - ) زمين مفتوح عنوه ) نيز از عراق عجم نام برده شده است . 1
عراق عرب
- - ) عراق
عراقين
عراقين : كوفه و بصره . 1
از آن به مناسبت در باب زكات نام بردهاند .
برخى قدما با استناد به روايتى از امام هادى عليه السّلام 2 در زكات فطره ، بر مردم مناطقى ، از جمله عراقين پرداخت خرما را واجب دانستهاند ؛ 3 ليكن مشهور فقها حكم وجوب را نپذيرفته و روايت را حمل بر استحباب كردهاند . 4
عَرَبون
- - ) بيعانه
عربيت
عربيّت : زبان عربى .
از آن به مناسبت در بابهاى اجتهاد و تقليد ، صلات ، حج و بسيارى از ابواب معاملات سخن گفتهاند .
آموزش عربى : عربى زبان قرآن ، پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و امامان عليهم السّلام است ؛ از اين رو ، فراگيرى آن مستحب و در روايات به آن سفارش شده است . در روايتى به نقل از امام صادق عليه السّلام آمده است : « زبان عربى را بياموزيد ؛ زيرا عربى زبانى است كه خداوند با آن با بندگان خود سخن گفته است » . 1
از آنجا كه فهم قرآن و روايات متوقف بردانستن زبان عربى است ، آشنايى با اين زبان از مقدمات و شرايط اجتهاد ( - - ) اجتهاد ) شمرده شده است . 2
هامش
( 1 ) . رسائل المحقق الكركى 3 / 109 .
( 1 ) . مجمع البحرين ، واژهء « عرق » *
( 2 ) . وسائل الشيعة 9 / 343 *
( 3 ) . المهذب 1 / 174 - 175 ؛ مختلف الشيعة 3 / 284 *
( 4 ) . المبسوط 1 / 241 ؛ منتهى المطلب 8 / 459 ؛ الحدائق الناضرة 12 / 279 - 282 .