عدّه
عُدّه : آنچه از مال ، سلاح و مانند آن براى حوادث و پيشامدها فراهم مىشود .
معناى ياد شده ، معناى لغوى عُدّه است ؛ 1 ليكن كاربرد غالب آن عرصهء نظامى و دفاعى است . خداوند در قرآن كريم مسلمانان را به تجهيز نيرو و فراهم كردن آنچه كه موجب توانمندى و تقويت سپاه اسلام بر دشمنان مىشود ، فرمان داده است . 2
از آن در باب جهاد و نيز سبق و رمايه سخن گفتهاند .
از وظايف رهبر و پيشواى مسلمانان ، فراهم كردن عِدّه و عُدّهء لازم ، همچون جذب نيرو و آموزش دادن آنان و نيز تهيهء سلاح و تجهيزات ، به منظور بالابردن قدرت و تقويت سپاهيان اسلام است . 3 ترغيب به مسابقهء سواركارى ( - - ) سبق ) و تيراندازى ( - - ) رمايه ) در شرع مقدس در همين راستا ؛ يعنى بالا بردن روحيهء جهادى در ميان مسلمانان و تقويت جبههء حق براى پاسدارى از اسلام و چيره شدن بر دشمنان دين است . 4
عدّهء وفات
- - ) عِدّه
عذاب
عذاب : شكنجه و مجازات .
از احكام مرتبط با آن در بابهاى طهارت ، صلات ، لعان و حدود سخن گفتهاند .
طهارت : تلاوت قرآن كريم ، بويژه سورههاى يس و صافات نزد محتضر براى تبرك و دفع سختى جان كندن و عذاب از او مستحب است . 1
صلات : به تصريح برخى ، نماز گزاردن در سرزمينهايى كه مردمانى در آن به خسف و مانند آن كيفر ديدهاند مكروه است . 2
پناه بردن به خداوند از عذاب هنگام تلاوت آيهء عذاب مستحب است . 3
لعان : بر قاضى مستحب است پيش از اجراى لعان هر يك از مرد و زن را از عذاب آخرت بيم دهد 4 ( - - ) لعان ) .
هامش
( 1 ) . لسان العرب ، واژهء « عدد » *
( 2 ) . انفال / 60 *
( 3 ) . دراسات فى ولاية الفقيه 2 / 766 ؛ تقرير بحث ( بروجردى ) 2 / 253 *
( 4 ) . كلمة التقوى 5 / 362 ، 373 و 379 .