از اتفاق نظر بر نفى قول به تفصيل در مسئله كه از لازم قول هر يك از دو گروه به دست مىآيد به « عدم قول به فصل » تعبير مىشود . چنان كه از تصريح همهء آنان بر نفى قول سوم به « قول به عدم فصل » تعبير مىكنند كه قوىتر و مؤكّدتر از اولى است . از عنوان ياد شده در اصول فقه ، بحث اجماع سخن گفتهاند .
حجيّت : چنانچه هر دو گروه با صراحت بر نفى قول سوم اتفاق نظر داشته باشند ، اجماع حقيقى تحقق مىيابد ( - - ) اجماع ) و شكى در حجيّت آن نيست ؛ زيرا اجماع محقق در حقيقت از نوع اجماع بسيط ( - - ) اجماع بسيط ) است ؛ امّا اگر از لازم هر يك از دو قول ، نفى قول سوم به دست آيد و صراحتى بر آن وجود نداشته باشد ، در حجيّت آن اختلاف است . 1 بسيارى آن را حجّت ندانستهاند . 2
( - - ) اجماع مركب )
عدم محمولى
عدم محمولى : در برابر عدم نعتى .
عدم محمولى در برابر عدم نعتى عبارت است از تعلق عدم به اصل و ماهيت چيزى . در عدم محمولى ، ماهيت ، موضوع است و عدم به عنوان محمول بر آن حمل مىشود و مفاد آن ، « ليس تامّه » است . در مثال « ليس زيد ؛ زيد موجود نيست » عدم ، محمولى است كه به ذات زيد تعلق گرفته است . بر خلاف عدم نعتى كه عدم به اعراض و اوصاف ماهيت تعلق مىگيرد نه ذات آن و مفاد آن ، مفاد « ليس ناقصه » است ، مانند « ليس زيد بقائم ؛ زيد ايستاده نيست » كه عدم به صفت « قيام » - كه از صفات زيد است - تعلق گرفته است .
از آنجا كه عدم نعتى عدم مطلق نيست ، تحقق آن در خارج منوط به وجود موضوع است . در مثال ياد شده ، عدم به عرضى از اعراض زيد موجود تعلق گرفته است . 1
عدم محمولى و نعتى در اصول فقه ، بحث استصحاب و نيز به مناسبت در كتب فقهى استدلالى آمده است .
( - - ) استصحاب )
هامش
( 1 ) . الفصول الغروية / 256 *
( 2 ) . حاشية المكاسب ( شيرازى ) 1 / 206 ؛ مستمسك العروة 3 / 435 ؛ مصباح الهدى 8 / 360 ؛ جامع المدارك 2 / 504 .