طلق
طَلق : درد زايمان .
از آن به مناسبت در باب طهارت نام بردهاند .
خونى كه زن پس از درد زايمان و پيش از تولد نوزاد مىبيند نفاس نيست .
در اينكه استحاضه است يا حيض ، اختلاف است . همچنين - بنابر قول دوم - آيا فاصله افتادن كمترين مدت پاكى ( ده روز ) بين حيض و نفاس ، شرط است يا نه ، اختلاف مىباشد . بنابر قول به اشتراط ، در صورتى كه بين حيض و نفاس كمتر از ده روز فاصله بيفتد ، حيض به شمار نمىرود . 1
طلق
طِلق : ملك آزاد .
طِلق عبارت است از مالى كه مالكش مىتواند در آن هر نوع تصرفى بكند ؛ اعم از فروختن ، اجاره و عاريه دادن ، بخشيدن و مانند آن . 1 بنابر اين ، مال رهنى و وقفى و نيز كنيزى كه از مولايش صاحب فرزند شده ( - - ) امّ ولد ) طِلق به شمار نمىروند . از آن در باب تجارت و وقف سخن گفتهاند .
تجارت : از شرايط عوض در بيع ، طلق بودن آن است . بنابر اين ، خريد و فروش مال غير طلق صحيح نيست . البته برخى در عموميّت اين شرط اشكال كردهاند 2 ( - - ) بيع ) .
وقف : زمينى كه بخشى از آن وقف و بخشى ديگر طلق است ، چنانچه مالك زمين طلق ، آن را بفروشد ، آيا براى صاحبان زمين وقفى حق شفعه ثابت مىشود يا نه ؟ مسئله محل اختلاف است . عدم ثبوت به اكثر فقها نسبت داده شده است . 3
برخى بين يكى بودن موقوف عليه [ صاحب وقف ] و تعدد آنان تفصيل داده و در فرض نخست ، حق شفعه را ثابت دانستهاند . برخى ديگر ، مطلقا آن را ثابت دانستهاند . بنابر قول آخر ، در صورتى كه وقف بر مساجد يا فقرا باشد ، حاكم شرع حق شفعه را اعمال مىكند ؛ 4 ليكن اگر مال وقفى در موارد جواز بيع آن ، فروخته شود ،
هامش
( 1 ) . مستند الشيعة 3 / 43 ؛ جواهر الكلام 3 / 368 .