طلاق مبارات
- - ) مبارات
طلاق مريض
- - ) طلاق
طلاى سفيد
طلاى سفيد : آميزهاى از طلا و فلزى ديگر مثل نقره يا پلاتين .
از آن در مسائل مستحدثه نام بردهاند .
در حرمت استعمال طلا براى مرد و نيز بطلان نماز مرد با آن ، فرقى بين طلاى سفيد و زرد نيست 1 ( - - ) پلاتين ) .
( - - ) طلا )
طلايع
- - ) طلايهدار
طلاى مسكوك
- - ) دينار
طلايهدار
طلايهدار : پيش قراول ، پيش رو لشكر .
از آن در باب جهاد نام بردهاند .
بر امام مستحب است هنگام عزيمت سپاه براى نبرد با كفار ، به منظور كسب خبر و اطلاعات لازم از عِدّه و عُدّهء دشمن ، طلايه دارانى را به سوى آنان بفرستد . 1
به تصريح برخى ، طلايه داران همچون رزمندگان در غنايم جنگى سهيماند . 2
طلب
طلب : جست و جو كردن ( - - ) جست و جو ) / مقابل بدهى ( - - ) دين ) ( - - ) مطالبه ) .
طلبكار
- - ) دين
طلسم
طلسم : آميزهاى از تركيب قواى فعال آسمانى با قواى منفعل زمينى جهت تأثير گذارى شگفتآور بر پديدهها .
در بارهء واژهء طلسم سه نظر وجود دارد .
1 . تركيب يافته از « طلّ » و « اسم » به معناى اثر اسم .
2 . لفظى يونانى به معناى گره ناگشودنى .
3 . برگرداندهء « مُسلّط » . بنابر اين ، طلسم همان مسلط است و علت نام گذارى
هامش
( 1 ) . ارشاد السائل / 191 - 192 ؛ صراط النجاة 1 / 434 و 2 / 420 ؛ توضيح المسائل مراجع 1 / 462 و 481 .
( 1 ) . تذكرة الفقهاء 9 / 49 *
( 2 ) . جواهر الكلام 21 / 201 .