بر طلاق كنيزى كه با تملّك بر فرد حلال شده و نيز زن اجنبى اثرى مترتب نيست .
همچنين است اگر طلاق زنى را بر ازدواج با او معلّق كند ، مانند آنكه بگويد : اگر با فلان زن ازدواج كنم او را طلاق دادهام . 16
2 . دائمى بودن . زنى كه طلاق داده مىشود بايد همسر دائمى طلاق دهنده باشد . بنابر اين ، زنى كه به عقد موقت كسى درآمده است طلاق ندارد . 17
3 . پاك بودن از حيض و نفاس .
مراعات اين حكم در سه دسته از زنها لازم نيست : زنى كه پس از ازدواج ، با او نزديكى نشده است ؛ زن حامله و زنى كه همسرش به جهت غايب بودن نمىداند وى از خون حيض و نفاس پاك است يا نه . در اين صورت ، مرد مىتواند همسرش را طلاق دهد ؛ هرچند بعدها معلوم شود در حال حيض يا نفاس بوده است .
آيا علاوه بر غيبت ، مدت غايب بودن نيز دخيل است و در صورت دخيل بودن ، بايد چه مدّت از غيبت زوج بگذرد تا وى بتواند همسرش را طلاق دهد ؟ مسئله اختلافى است . مشهور ميان متأخران آن است كه مردى كه با همسرش آميزش كرده و سپس غايب شده بايد تا زمانى كه بر حسب عادت زن پس از آن پاكى خون مىبيند و دوباره پاك مىشود ، صبر كند ؛ اما مردى كه در زمان پاكى همسرش بدون آميزش با او به سفر رفته است هر زمان كه بخواهد مىتواند او را طلاق دهد و نيازى نيست صبر كند ، مگر در زمانى كه طبق عادت ماهانهء همسرش علم به حايض بودن او دارد . 18 قول مقابل ، صبر به مدت يك ماه 19 و سه ماه است . 20 برخى ، صرف غيبت زوج را مجوز طلاق دان زوجه در هر زمان دانستهاند ، بدون آنكه نيازى به صبر كردن داشته باشد . 21
زوجى كه حاضر است ، ليكن امكان اطلاع يا بى از حال همسر خويش را ندارد ، حكم غايب را دارد ؛ چنان كه غايبى كه امكان آگاهى از وضع همسرش را دارد در حكم حاضر است . 22
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 197
مساهمون: موسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت ( ع )
ص١٩٧