3 - امام هادى عليه السلام مىفرمايد : « همانا خداوند وصف نمىشود ، مگر به آنچه خود خويش را وصف كرده است و چگونه وصف شود كسى كه حواس از درك آن ناتوانند و اوهام به دو نمىرسد و انديشه نمىتواند او را مرز بندى كند و ديدگان نمىتوانند به دو احاطه يابند ، دور است در عين حال كه نزديك است و نزديك است در عين حال كه دور است . او به چگونگى بخشيده بدون آنكه گفته شود : چگونه ؟
اوست كه به جا ، مكانيت بخشيده بدون آن كه گفته شود : كجا ؟ او نه كيفيّت دارد نه كجايى ، يكتاى يگانه است ، جلّ جلاله و نامهايش مقدّس است . » « 1 »
4 - امام صادق مىفرمايد : « اللَّه يكى است و صمد است و ازلىّ صمدى است ، نه روحى دارد كه او را نگهدارد ، در حالى كه او همهء اشياء را به وسيله ارواحشان نگه مىدارد ، ناشناخته را مىداند و نزد هر جاهلى شناخته شده است . يكى است كه نه در خلقش است و نه خلقش در اوست ، نه محسوس است و نه مىتوان او را لمس كرد ، ديدگان او را در نمىيابند ، اوج گرفته ، نزديك شده و نزديك شده پس دور گشته ، عصيان شده و بخشيده و فرمانبرى شده پس سپاس گزارده ، زمينش او را در بر نمىگيرد و آسمانهايش نمىتوانند اورا حمل كنند و او با قدرت خود همهء پديدهها را حمل مىكند ، هميشگى و ازلى است ، نه فراموش مىكند و نه خود را سر گرم مىكند و نه اشتباه مىكند ، نه اهل بازى است و نه ارادهاش جدايى مىپذيرد ، امرا و قطعاً واقع مىشود ، كسى را نزاده تا ارث برد و زاده نشده تا شريك كسى گردد و هيچ نبازى ندارد . » « 2 »
در پرتو اين صفات و اسماء مىتوانيم به سطح شناخت خدا نايل آييم و هر گاه خدا را شناختيم نشانههاى او در هستى را مىشناسيم ، پيامبران و دين او را مىشناسيم كه ره به سوى او مىبرند ، بايد و نبايدهاى او را آشكار مىسازند .
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 4 ، ص 303 ، روايت 30 .
( 2 ) - همان ، ج 4 ، ص 286 ، روايت 18 .