باشند مسئله بسيار مشكل مىشود زيرا كه لازم مىآيد عدم تطابق بين قوس نزول و قوس صعود ، و هو محال ظاهرا .
[ 3 ] فائده [ فائده در بيان موضوع علم حكمت و كلام ]
موضوع علم حكمت و كلام يكى است كه همان موجود بما هو موجود است كه عبارت از وجود است لكن جهة تحيّث دوتا است كه در كلام شخص باحث و عالم در محمولاتى و عوارض خارجيه قرار داده ، و حكيم غير آنها را قرار داده پس تفاوت در عوارض خارجيه دارند مثل اينكه يكى مىگويد كه محمول عالم حادث است و ديگرى مىگويد قديم است و موضوع يك موضوع است و جهة تحيّث دوتا است كه در وجود راجع مىشود به باحث .
و اين امر علم را دو علم نمىكند ، چنان كه صوفيه جهة تحيّث را به كشف قرار دادهاند و حكيم به استدلال ، باز علم را دو تا نمىكند .
بلى گاهى گفته مىشود كه موضوع هم گاهى دوتا مىشود و كما اينكه حكيم قائل به اصالت وجود است و متكلم قائل به اصالت ماهيت است كه يكى مىگويد الانسان موجود و ديگرى مىگويد الموجود انسان و هكذا .