[ 1 ]
نرگس مست تو باده پرستى كندا * هر چه هستى همه چون چشم تو مستى كندا
شد ز يك نقطه عيان از دهنت سرّ وجود * نيستى بين كه بيان نكتهء هستى كندا « 1 »
[ 2 ]
آينهء حقنماست جلوهء رخسار يار * عقدهء مشكلگشاست حلقهء گيسوى دوست
سلسلهها ، حلقهها كاش به حلقم زنند * سلسه گر زلف يار ، حلقه اگر موى دوست « 2 »
[ 3 ]
دل آيتى است از حقّ و دلبر حكايتى * آغاز اين حكايت و آيت براى اوست
ظلمت نديدهام كه گرفتى به نور جاى * جز خال او كه گونهء خورشيد جاى اوست . « 3 »
[ 4 ]
نه آنچنان به خيال اندرى كه در همه عمر * فراغتى ز تو بينم كه خويشتن نگرم
بيا و صافى مرآت بين كه من رخ دوست * در او بينم و مرآت نيست در نظرم « 4 »
هامش
( 1 ) . آقا على در رسالهء خود نوشت سرگذشت : « گاهى هم غزليات گفته است ، از آن جمله اين دو فرد است كه قابل نوشتن نيست . . . »
( 2 ) . سيد احمد ديوانبيگى شيرازى در تذكرهء حديقة الشعراء ، در وصف آقا على : « از انواع كمالات ايشان كه بروز دارد يكى اشعار موحدانه است كه در اينجا محض نمودار قدرى از آنها نگارش مىشود . گاهى هم تخلص را تغيير داده به اسم مىكنند ، يكى دو غزل هم ديدم « مدرس » تخلص كرده بود ، من غزله : . . . » .
( 3 و 4 ) . به نقل سيد احمد ديوان بيگى شيرازى در تذكرهء حديقة الشعراء .