اگر روى اوصاف و اسامى دقت كنيم مىبينيم خط انحرافى مخالف از زمان بيمارى پيامبر اسلام ( ص ) پى ريزى گرديد و با رحلتش پرچم مخالفت را بر دوش گرفته و مركز اردوگاه اسلام را كه خانه حضرت اميرالمومنين و حضرت فاطمه صلوات الله عليهم بود مورد حمله و هجوم خود ساختند .
بر طبق نقل كتابهاى تاريخ و حديث ، نخستين كسى كه پيراهن خلافت را به زور بر تن كرده و جريان مخالف را رهبرى نمود ابوبكر پسر ابو قحافه بود بعد از ايشان عمر بن خطاب و سپس عثمان بن عفان و بعد از وى معاويه پسر ابوسفيان و يزيد پسر معاويه هستند كه پرچم مخالفت با اهلبيت پيامبر اسلام ( صلوات الله عليهم ) را بر دوش گرفتند و چنان ظلم و ستم و جنايتها روا داشتند كه قلم و بيان از طرح و نوشتن آنها ناتوان است .
با اينكه آيات قران و احاديث وسيره نبوى با صراحت از مقام و منزلت بسيار بزرگ و پاك و معصوم امامان ( صلوات الله عليهم ) سخن مىگويند و همه مخالفان به اين واقعيات اعتراف داشتند و از همه مهمتر ، شخصيت نورانى و الهى زيبارويان درگاه خداوندى در رفتار و گفتار و معاشرت و . . . بزرگترين سند ودليل اين واقعيات است كه همه اعم از دوست و دشمن به مظلوميت آنان اشك مىريختند و چون كسى از آنان بدى مشاهده نكرده بود و آنها مستحق چنين ظلم و جنايتها نبودند و اگر از آيات و احاديث كه مدافع اصلى آنهاست صرف نظر شود باز هم دشمنان بر اين همه خشونت و ظلم و جنايت دليلى نداشتند .
شرح نوين زيارت عاشورا همراه با پيام ها و رازها (فارسى) — صفحة 257
مساهمون: حميد فتاحى
ص٢٥٧