اميه و سرسپرده گانشان بعنوان جهاد وارد كار زار شدند تا جائى كه عمر بن سعد در روز عاشورا با صداى بلند گفتاى سواران خدا بسوى بهشت پيش رويد و حسين بن على ( ع ) را در هم كوبيد اگر چه در منطق قران و احاديث باطل و پيروانش با جهاد مخالفت ريشهاى دارند چون اگر اهل جهاد بودند در دام نفس و شيطان و هوسها نميافتادند بنابراين مسئله جهاد از مهار نفس و كنترل آن آغاز مىشود كسى كه نفس خويش را مهار كرده پس جهاد اكبر نموده است و هرگز با حق و پيروانش جنگ و جدالى ندارد بلكه خودش از همين كاروان مىباشد .
4 - كلماتى كه در اين بخش آمدهاند براى روشن ساختن معناى [ جاهدت ] كمك خوبى مىكنند مانند : [ وَ شَايَعَتْ وَ بَايَعَتْ عَلَى قَتْلِهِ . . . ] اين گروهها همديگر را مشايعت كردن و با يك حركت دسته جمعى عقد بيعت بستند كه از مخالفت بر عليه حجت الهى كوتاهى نكنند و چنان از يكديگر تبعيت نمودند گويا كه از يك خانواده بودند و هدف عمده اين جريان شوم و خطرناك اين بود كه امام حسين صلوات إله عليه را بشهادت رسانند و ازكلمه [ . على قتله ] به خوبى معلوم مىشود كه [ جاهدت ] به معناى سعى و تلاش و جد وجهد بر كشتن امام بود .
با اينكه هر يك از احتمالات مذكور دلايل خود را دارند و در مقام استدلال بايد گفت هر كدام از آنها از اهميت ويژهاى برخوردار است ولى چون در قران كلمه [ جاهد ] به معناى درگير شدن و جنگيدن آمده [ جاهد الكفار والمنافقين ] بهتر است در اين جا هم همين معنا را برگزينيم كه خاندان بنى اميه و پيروانشان به جنگ و كشتن امام حسين ( ع ) برخواستند .
شرح نوين زيارت عاشورا همراه با پيام ها و رازها (فارسى) — صفحة 234
مساهمون: حميد فتاحى
ص٢٣٤