توهين ايشان موجب غوغا و سرو صدا گرديد و پيامبر اسلام ( ص ) از مشاهده اين صحنه بسيار ناراحت و اندوهگين شدند عدهاى از اهل بيتش بمردم گفتند شايسته نيست كه در حضور پيامبرتان اين گونه اختلاف و غوغا برپا كنيد عدهاى گفتند بايد دستور ايشان اجرا شود قلم و كاغذ بياريد تا آنحضرت هر چه ميخواهد بنويسد وقتى كه پيامبر اوضاع را بسيار ناگوار ديد و به همه كسانى كه برپاكننده اين فتنه بودند فرمود از نزد من خارج شويد . « 1 »
كلمه [ رجل ] كه اهل ادب ميدانند نكره است در جائى گفته مىشود كه يكفرد ناشناخته را بخواهند تحقير كنند .
حالا [ العياذ بالله ] آن مقامات والاى پيامبر ( ص ) بعد از بيست و سه سال تبليغ رسالت ، بركسى كه بعد از رحلت آنحضرت خود را جانشين وى قلمداد كرد اينقدر ناشناخته بود ؟
در اين صورت هركسى حق دارد بپرسد پيامبر بر طبق آيه قرآن ، جز وحى خدا سخن نمى گويد و اگر كسى به ايشان چنين توهين و جسارتى كند آيا از حوزه اسلام خارج نمىشود ؟
به هر حال همين صحنهها دلخراش قلب نازنين پيامبر اسلام ( ص ) را چنان شكست و پر از درد و ناراحتى ساخت كه با خشم و ناراحتى فرمود دوست ندارم بيشتر از اين توهين و جسارتها را بشنوم و از اينجا بيرون رويد و مرا با اهلبيتم تنها بگذاريد اگر چه آنحضرت از فتنه منافقين بطور كامل آگاه بود كه براى بدست گرفتن قدرت و رياست به هر نوع ظلم و جنايتى دست خواهند زد ولى بعد از اين برخورد خصمانه در حضورشان ، نگرانيهايش درباره دين و قرآن ، بويژه اهلبيت عصمت و طهارت بيشتر
هامش
( 1 ) - شرح نهج ابى الحديد 3 / 97 بخارى 1 / 36 ج 6 / 9 11 / 4 137 / 85