را روشن ساختند چون اگر مومن و با تقوا بودند هرگز نمى توانستند با درك و معرفت خود مخالفت كنند بخاطر اينكه امامان معصوم ( صلوات الله عليهم ) هيچ نيازى به قبولى و يا درك و معرفت انسانها ندارند بلكه اين خود مردم هستند كه به آنها احتياج كامل دارند و اگر كسانى در عصر خود پزشك بسيار متخصص و آگاهى در اختيار دارند و او را بهتر مىشناسند ولى براى بر طرف كردن نيازها خود و از بين بردن علل و عوامل بيماريهايشان به او مراجعه نمىكنند و بلكه بر ضد وى شورش مىكنند در اين صورت بى لياقتى خودشان را نشان دادهاند چونكه پزشك به آنها احتياجى ندارد ولى مىخواست به آنها محبت و كمك كند تا از شر خطرناك بيماريهاى كشنده و ذلت آورشان نجات يابند .
5 . معناى اصلى درك و فهم و شناخت اين است كه هر كسى خود را قانع كند تا به دنبال آن حركت كرده و به امتيازاتش نائل شود و اگر چنين نباشد ارزشى از درك و معرفت نصيب انسانها نخواهد شد و اين مسئله درباره خداى متعال هم وجود دارد كه خيلىها با اينكه او را مىشناسند ولى انكارش مىكنند بخاطر اينكه رسيدن به هوا و هوسها را مهم مىشمارند و لذا از مسير درك و معرفت خود منحرف مىشوند .
6 . اگر در ميان درك و معرفت و عمل انسان توافق حاصل نشود و او پيوسته در جهت مخالف حركت كند چطور مىتوان اين موضوع را تحليل كرد ؟ آيا بخاطر هدف نفسانى و شيطانى كه براى خود مهم مىداند و خيال مىكند به تمام آرزوهايش خواهد رسيد اين گونه مخالفت مىكند ؟ آيا در اثر كمبودهاى روانى مانند حسادت ، عداوت ، حقارت ، از دست دادن موقعيتهاى فردى و اجتماعى و . . . از درك خويش فرار مىكند و با آگاهى از ضرر و زيان عمل خود آن را انتخاب مىكند ؟ !
يا در اثر بندگى و بردگى دنيا آرزوهائى بر خود درست كرده كه فقط با
شرح نوين زيارت عاشورا همراه با پيام ها و رازها (فارسى) — صفحة 111
مساهمون: حميد فتاحى
ص١١١