Skip to main content

جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — Page 267

Contributors:

P.267
نداشتم گفت در امر خانه چه كرديد نميدانم او از كجا با اطلاع بود گفتم هنوز كه كارى نكرديم بحاج ميزرا على گفتم همينجا را بما بدهد هنوز كه راضى نشده گفت من امروز چند بنگاه را ديده‌ام و چند خانه گفته‌اند هست من ميروم آنها را به‌بينم اگر خوب بود ميآيم شما را خبر ميكنم گفتم بى خود مرو و من پول ندارم كه خانه بخرم گفت شما بپولش كار نداشته باش عصرى باز آمد گفت چند خانه را به من نشان داده‌اند من يكى را پسند كرده‌ام تو بيا برويم آن را ببين آمديم تا همين خانه مسكونى فعلى واقع در جواديهء سرآسياب دولاب چون خانه را ديدم ديدم وضعش آخونديست گويا براى من ساخته‌اند تا اندازه‌اى وسيع است چهار تا اتاق دارد اتاقهايش را در دو طرف ساخته‌اند كه مىشود يكطرفش را بيرونى كرد كه رفت و آمدهاى واردين مزاحم با خانواده نباشد و دو درب دارد كه يكى داخلى و يكى را بيرونى مىشود كرد گفت اين خانه چطور است گفتم خانه خيلى خوب