Skip to main content

جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — Page 266

Contributors:

P.266
همه زحمات كه كشيده‌ام در راه دين و اثرش را هم ديده‌اند من نزد ايشان اعتبار ندارم و حاضر نيستند بعد از اينهمه زحمات از خود اينقدر گذشت كنند فرضا خ خ من دو هزار تومان هم نداشتم بدهم براى او دو هزار تومان مانند دو تومان است براى من بعد از ده سال تبليغ اينست اعتبار من نزد اين مخلوق ديگر دلسوزى براى اين خلق چرا از اين سخنان در راه با شدّت تأثر با خدا صحبت ميكردم تا به خانه رسيدم دو روز بعد آن واسطه آمد گفت حاجى احتياج به پولى پيدا كرده مرا فرستاده كه پول را بدهيد ولى صحبتى از خانه نكرد واسطه از خود ميگفت شايد بعد همين سبب شود با او صحبت كنيم و او را راضى كنيم چون حاجى بر من حق داشت من بعنوان رفع احتياجش پول را دادم برد تا بعد چه شود واسطه رفت فرداى آن روز يكنفر بر من وارد شد كه در مجلس بنى فاطمه و مجلس ميرزا ابو القاسم و گاهى در مجلس حاجى او را ميديدم ولى دوستى و رفاقت با او