معموره و قلوبهم مخروبه .
الغرض مسجد ايشان از معنويّت خاصّى برخوردار بود و از لحاظ جمعيت هم جزء مساجد پرجمعيّت تهران بلكه بقول بعضى درجه اول بود و بناى ايشان اين بود كه دخالت شخصى در امور مسجد مينمودند و هيئت مديره و امثال آن نداشت و براى ظهر و شب اقامهء جماعت مينمودند و هرگاه كسالت نداشتند صبحها هم ميآمدند و شبها پس از اداء فريضه مأمورين دور هم و فشرده جمع ميشدند و ايشان بعدت حدّاكثر 20 دقيقه تفسير ميفرمودند .
و امّا مسجدىهاى ايشان هم نوعا خ خ از نظر ظاهر ظاهر الصّلاح و متدين و با هم گرم ميباشند و از لحاظ قيافه هم وارسته و مقدّس هستند - تريهم ركّعا خ خ سجّدا يبتغون فصلا خ خ من اللّه و رضوانا خ خ - و از نظر واقع هم در حدود بيست و اندى سال تربيت دينى شدهاند و قال الصّادق و قال الباقر شنيدهاند و انشاء اللّه تا
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة مقدمه 19
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صمقدمه ١٩