حلمى و نه تواضعى به كار ميبرد .
بين سنّ ده تا بيست سالگى را كاملا خ خ ياد دارم كه در مجالسى كه ميرفتيم و نوعا خ خ از علماء بودند در هر بحثى كه وارد ميشدند آنقدر بحث ميكردند و سروصدا راه ميانداختند ولى ايشان ساكت بودند و اظهار نظر و بقول معروف اظهار لحيه نميكرد حتّى گاهى من متأثر مى شدم كه چرا پدرم مثل ديگران حرف نميزند و دخالت نميكند در آخر كار اگر نظر ايشانرا ميخواستند ايشان هم با چند جمله مطلب را ميفرمودند .
ديگر از جهات تواضعش اينكه ما يحتاج منزلمانرا از مطعم و ملبس خودش ابتياع ميكرد و بدست خود ميآورد حتّى چند مرتبه ديدم كه كنار عبايش ريخت و آورد ولى در اين چند سال اخير درخواست چند نفر از مؤمنين خود آنها ميآوردند و ايشان خيلى تماس خارج از منزل براى اين جهه نداشت .
و امّا از لحاظ ارادتش نسبت به خاندان نبوّت و
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة مقدمه 9
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صمقدمه ٩