دل هر زمان كشد بسوى كربلاى تو * هر لحظه مىكند طيران در هواى تو
گويا ز تربت تو سرشتند طينتم * من در سراى خويش و دلم در سراى تو
عكس ضريح و قبّهء تو پيش چشم دل * دائم مصوّر است نه بيند سواى تو
بشكافى از دلم تو بشش گوشه بينيش * شش گوشه شد ز پرتو عكس ثراى تو
هر جا بصحن و بارگهى ميكنم نظر * صحن تو بينم و حرم جانفزاى تو
هرجا كه بنگرم علمى را در اهتزاز * ياد آيدم ز قبّهء تو و ز لواى تو
اى كربلا مگر وطن من توئى توئى * كايمانم اندر است بحبّ و ولاى تو
يا ربّ كه كرببلا مدفنم كنى * دانى دل جواد بود كربلاى تو
در مدح كربلا و تفصيل او بر كعبه و شكايت از بلاء
اى كرببلا نام تو چون كرببلا شد * گويا ز قَدَر خاك تو مأواى بلا شد
دادى تو شهادت بولايت ز سر صدق * اين است كه خاك تو قبور شهدا شد
يك قطعهء تو ارض بهشت است كه مدفن * از بهر تن پاك حُسين نور خدا شد
شد مختفى ازندر تو تنى كز شرف او * از كعبه فزون گشت و مزار صلحا شد
آن كعبه بود قبله و خاك تو ز رتبت * هم سبحه و هم مسجد و داروى شفا شد
او را شرف زمزم و عزّ تو فرات است * هم برتر از او هم به همه درد دوا شد
گر فضل مقام از اثر پاى خليل است * آن مقتل توبهگه جُدا سر ز قفا شد
در حجر يكى هاجر و در خيمه گه تو * چندان حرمى هاجرش از جاريهها شد
دارد اگر او سعى صفا مروه بَرِ ما * بين الحرمين تو به از مروه صفا شد
در سال يكى روز اگر كعبه بود فرض * ده روز ترا سنّت ديدار روا شد
او فرض غنى باشد و يك مرتبه در عمر * تو سنّت هر وقت و بهر شاه و گدا شد
اى كرببلا با همهء فضل و مقامت * جاى اسف است اين همه اندر تو جفا شد